لوحدانيته و صلى اللَّه علي سيد بريته و الاصفياء من عترته اما بعد .
يكى از نعمتهاى ارجمند خدا بر مردم اينست كه وسيله اطفاء غريزه جنسى را براى مردم از راه حلال قرار داده تا به راه حرام كشانده نشوند و در قرآن ميفرمايد :
وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى مِنْكُم وَ الصَّالِحِين مِن عِبادِكُم وَ إِمائِكُم إِن يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِم اللَّه مِن فَضْلِه وَ اللَّه واسِع عَلِيم
.
اينك محمّد بن علي بن موسى خواستگارى مىكند ام الفضل دختر عبد اللَّه مأمون را و مهر او را مطابق با مهر جدهاش فاطمه زهرا دختر محمّد صلى اللَّه عليهما كه معادل پانصد درهم كامل است قرار ميدهد آيا شما يا امير المؤمنين با همين مهر دختر خود را به ازدواج من در مىآورى ؟
مأمون گفت : دخترم ام الفضل را به ازدواج شما در آوردم با همين مهر كه فرموديد آيا شما اين ازدواج را مىپذيرى فرمود : آرى راضى و خشنودم .
دستور داد مردم از لشكرى و كشورى در مراتب خود قرار گيرند . ريان گفت چيزى نگذشت كه سر و صدا به گوش رسيد ، صدائى شبيه گفتگوهاى زورق را نان و ملاحها در اين موقع ديديم يك كشتى از نقره كه ريسمانهاى ابريشم به آن بستهاند با سرعت به طرف مجلس ميكشند كشتى پر از عطر و بوى خوش است دستور داد سر و صورت شخصيتهاى بزرگ مملكت را با آن غاليهها عطرآگين كنند سپس گفت كشتى را بسالنى كه ساير شركتكنندگان مجلس از مردم عادى قرار دارند ببرند و عطر بر سر و صورت آنها بپاشند . سفرهها گسترده شد و شروع به غذا خوردن كردند ، جايزه حضار به مقدار موقعيت و شخصيت آنها داده شد .
وقتى مردم متفرق شدند و فقط خواص و رجال مملكت باقى ماندند مأمون رو بجانب حضرت جواد كرده گفت اگر صلاح بدانيد توضيحى كه در باره صيد حرم داديد با تقسيم بندى مختلفى كه براى آن نموديد بدهيد تا استفاده كنيم .
فرمود بسيار خوب محرم اگر شكارى در خارج از حرم بنمايد و آن شكار