تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت جواد و عسكريين ع ) ( فارسي ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨

و حرام ميگردد . يحيى گفت خدا را شاهد ميگيرم كه جواب اين سؤال را نميدانم و علل حلال شدن و حرام شدن او را وارد نيستم اگر صلاح بدانيد توضيح دهيد تا استفاده كنيم . فرمود : اين زن كنيز مردى است كه شخص بيگانه‌اى به او نگاه مىكند حرام است همان شخص نزديك ظهر كنيز را خريدارى مينمايد حلال مىشود ظهر او را آزاد مىكند حرام مىشود بعد از ظهر با او ازدواج مينمايد حلال ميگردد موقع مغرب با او ظهار « 1 » مىكند حرام ميگردد بعد از نماز عشا كفاره ظهار را ميدهد باز حلال ميگردد نيمه شب او را طلاق رجعي ميدهد باز حرام ميگردد سحرگاه به او رجوع مىكند باز حلال مىشود . در اين موقع مأمون روى بحاضرين از خويشاوندان خود نموده گفت كسى از شماها ميتواند اين سؤال را چنين جواب دهد يا آن سؤال قبلى را ميتواند آن طور مفصل توضيح دهد ؟ گفتند نه به خدا شما بهتر تشخيص داده بوديد . گفت اين خانواده داراى چنين امتيازى هستند كه علم و دانش در كودكى به آنها افاضه و لطف مىشود كم سنى موجب نقص براى آنها نيست . مگر شما نميدانيد كه پيغمبر اكرم در ابتداى دعوت خود امير المؤمنين علي بن ابى طالب را بايمان دعوت كرد در سن ده سالگى اسلام او را پذيرفت ولى كودك ديگرى را در اين سن دعوت نكرد و با حسن و حسين عليهما السّلام بيعت كرد با اينكه سن آنها از شش سال كمتر بود با كودك ديگرى چنين رفتار نكرد مشاهده ميكنيد اينها داراى چه امتيازى هستند و همه به يكديگر پيوسته‌اند . آن

هامش
( 1 ) ظهار يك نوع طلاق بود در جاهليت كه براى جدائى از زن خود به او ميگفتند پشت تو بر من مثل پشت مادرم هست اسلام ظهار را موجب كفاره دانست كه اگر كفاره دهد زنش بر او حلال مىگردد .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت جواد و عسكريين ع ) ( فارسي ) — صفحة 68 | العلامة المجلسي / موسى خسروى