تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت جواد و عسكريين ع ) ( فارسي ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
در فلان قسمت گذاشته‌اى و ديگرى در جامدان فلان است در ميان هر كدام كاغذى است كه قيمت خريد و سود آن نوشته شده ، قيمت يكى بيست و سه دينار و سود آن دو دينار و قيمت ديگرى سيزده دينار و سود آن مانند اولى است برو هر دو را بياور . گفت برگشتم و هر دو را آورده مقابل آقا گذاشتم فرمود بنشين نشستم اما از جلالت و هيبت نميتوانستم به آن آقا نگاه كنم . دست دراز كرد زير فرش با اينكه آنجا چيزى نبود يك مشت برداشت فرمود اين پول دو چادر تو است با سودش خارج شدم بيرون كه آمدم شمردم ديدم خريد و سود همان طورى است كه پدرم نوشته بود بدون كم و زياد . مروج الذهب - محمّد بن على شريعى از كسانى است كه گرفتار دست مهتدى شده مردى خوش مجلس و وارد بجريان‌هاى مردم و اطلاعات خوبى داشت نقل مىكند كه من بسيار از شبها با مهتدى بيدار مينشستم شبى به من گفت آيا اطلاع دارى از جريانى كه نوف از على بن ابى طالب عليه السّلام نقل مىكند آن موقع كه شب‌زنده‌دارى مىكرد گفتم آرى يا امير المؤمنين نوف گفته است على عليه السّلام را ديدم پيوسته خارج مىشود و به آسمان نگاه مىكند رو به من نموده فرمود نوف ! بيدارى گفتم آرى در تمام شب با چشم مراقب شما هستم . فرمود نوف خوش به حال كسانى كه در دنيا پارسايند و دل بآخرت بسته‌اند آنهايند كه زمين را براى خود فرش قرار داده‌اند و خاك زمين بستر ايشان است و آب گوارا بوى خوش آن‌ها كتاب خدا را شعار و دعا را شغل خود قرار داده‌اند چنان دل از دنيا بركنده‌اند مانند عيسى مسيح . نوف ! خداوند عزيز وحى كرد به بنده خود مسيح كه به بنى اسرائيل بگو وارد خانه‌هاى من نشوند مگر با قلب‌هاى خاضع و چشمهاى خاشع و دستهاى پاك بگو به آنها كه من مستجاب نخواهم كرد دعاى كسى را كه بر ديگرى ستم روا داشته و حق او بگردنش باشد .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت جواد و عسكريين ع ) ( فارسي ) — صفحة 274 | العلامة المجلسي / موسى خسروى