نيامرزد و هرگز از گناه او نگذرد .
و خطايش را چشم پوشى نكند بدون اينكه ما بپذيريم خود را بما بست با خود رأيى از تعهدات ما سرباز مىزند هر دستور ما را به آن طور كه خودش مىخواهد انجام مىدهد خدا او را برو در جهنم اندازد خيلى صبر كرديم تا بالاخره خداوند عمرش را بدعاى ما قطع كرد .
حال و وضع او را در زمانى كه زنده بود براى دوستان خود توضيح دادم و دستور دادم كه به ارادتمندان ما گوشزد كنند ما از او بيزاريم و هم از كسى كه از او بيزارى نجويد .
باسحاقى سلمه اللَّه و خانوادهاش اطلاع بده از آنچه به تو نوشتيم راجع به كار اين تبهكار و هر كس از تو سؤال كرده و خواهد كرد از هم شهريهاى او و ديگران و كسانى كه بايد اطلاع داشته باشند از اين جريان هرگز بهانهاى باقى نمىماند براى دوستان ما كه شك كنند در مورد اطلاعاتى كه اشخاص مورد اعتماد از جانب ما به آنها مىدهند مىدانند كه ما اسرار خود را در اختيار آنها مىگذاريم و بديشان مىسپاريم توجه داريم كه در اين مورد چه مىشود انشا اللَّه .
ابو حامد گفت باز گروهى قبول نكردند و منكر لعن او شدند براى مرتبه سوم در اين باره مراجعه كردند نامه ديگر رسيد به اين مضمون : خدا او را بىارزش كند بدبختى او را فرا گرفت و بعد از هدايت گمراه گرديد و نتوانست نعمت خدا را نگه دارد به زودى از دست داد شما فهميديد جريان دهقان را با خدمت طولانى و ملازمت زيادى كه با او داشت خداوند ايمان او را تبديل بكفر كرد وقتى آن كارها را انجام داد با تمام فوريت خداوند كيفرش كرد و به او مهلت نداد .
رجال كشى - يكى از اشخاص مورد اعتماد در نيشابور نقل كرد كه نامهاى از امام حسن عسكرى عليه السّلام باسحاق بن اسماعيل به اين مضمون رسيد :
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت جواد و عسكريين ع ) ( فارسي ) — صفحة 277
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٧٧