« 1 » مناقب و خرايج - محمّد بن حسن بن ذوير از پدرش نقل كرد كه گفت : پدرم با حضرت عسكرى زياد رفت و آمد داشت روزى خدمت آن جناب رسيد موقعى بود كه مركبش را آماده كرده بودند تا سوار شود براى رفتن به خانه سلطان خيلى رنگش از خشم تغيير كرده بود پهلويش مردى از اهل سنت بود كه هر وقت سوار ميشد حرفهائى ميزد كه امام را مورد شماتت قرار ميداد و از كار او ناراحت ميشد . آن روز مردك خيلى حرف زد و اصرار زياد نمود با امام به راه افتاد تا بر سر دو راهى رسيدند بواسطه كثرت رفت و آمد و مال سوارى نتوانست از راه امام عليه السّلام برود بناچار راه ديگر را انتخاب كرد كه باز به امام برسد حضرت عسكرى عليه السّلام يكى از غلامان خود را خواست به او فرمود برو اين مرد را كفن كن . همين كه امام عليه السّلام ببازار رسيد آن مرد با ايشان برخورد كرد ولى خواست از راه باريكى بگذرد تا مزاحم امام شود در آنجا قاطرى ايستاده بود چنان او را لگد زد كه از دنيا رفت غلام ايستاد و او را كفن كرد طبق دستور امام ، آن جناب به راه خود ادامه داد ما نيز بهمراه ايشان رفتيم . ارشاد مفيد - محمّد بن اسماعيل بن ابراهيم بن موسى گفت : ابو محمّد امام حسن عسكرى نامهاى براى ابو القاسم اسحاق بن جعفر زبيرى نوشت بيست روز تقريبا قبل از فوت معتز خليفه عباسى ، در آن نامه قيد كرد كه در خانه خود باش تا اتفاقى كه بايد بيافتد بوقوع پيوندد پس از كشته شدن بريحه « 2 » نامهاى براى
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت جواد و عسكريين ع ) ( فارسي ) — صفحة 241
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٤١
اين شعر را خواند :
لعلك يوما ان ترانى كانما * بنىّ حوالىّ الاسود اللوابد
فان تميما قبل ان يلدا لحصى * اقام زمانا و هو في الناس واحد
هامش
( 1 ) شايد روزى مرا به بينى كه فرزندانم چون شير ژيان اطرافم را گرفتهاند تميم نيز قبل از اينكه فرزندانش زياد شود مدتى تنها بود .
( 2 ) بريحه يكى از اكراد بود كه پيش خلفا مقامى داشت .
اما قتل معتز به چند نوع نقل شده بعضى گفتهاند او را با آب جوش تنقيه كردند و برخى نوشتهاند داخل حمام بسيار داغى كردند و نگذاشتند خارج شود تا مرد و بعضى گفتهاند پس از خارج شدن او را آب يخ دادند كيدش پاشيد بنقل . از مسعودى .