شدم با اينكه جز براى رضاى تو نبود فقط خواستم تقربى به پيشگاه تو حاصل كنم با اطاعت و فرمانبردارى و بپاى داشتن حق در مورد كسى كه با تو مخالفت ورزيده اكنون مرا تسليم اينها ميكنى ؟ ! بدن من بلرزه افتاد و دلم بحالش سوخت و از وضع او ناراحت شدم راه جايگاه درندگان را عوض كرده او را به خانه آوردم و در اطاق خودم پنهانش نمودم پيش معتصم آمدم گفت : چه شد ؟ گفتم : انداختمش پيش درندگان گفت نفهميدى چه ميگفت . گفتم : من مردى ترك زبانم او به عربى صحبت ميكرد نفهميدم چه ميگفت . ولى آن مرد با معتصم بدرشتى صحبت كرده بود .
سحرگاه به او گفتم : اينك درها را گشودم و ترا با نگهبانان خارج ميكنم ترا آزاد كردم و جان خويش را بخطر انداختم سعى كن تا معتصم زنده است خود را آشكار نكنى . قبول كرد . پرسيدم جريان گرفتاريت براى چه بود ؟
گفت : مردى از مأمورين معتصم در شهر ما تجاوز بناموس مردم ميكرد و آشكار فسق و فجور مينمود كار او خلل در دين و توحيد بوجود مىآورد كسى را نيافتم كه با من همداستان شود و كار او را بسازيم يك شب خودم تنها به او حمله كردم و خونش را ريختم زيرا او با كارهايش استحقاق چنين كيفرى را داشت مرا گرفتند و ديدى كه كارم بكجا كشيد .
امالى شيخ : فحام گفت : ابو الطيب احمد بن محمّد بن بوطير مردى از شيعيان بود جد او بوطير غلام حضرت ابو الحسن علي بن محمّد بود كه اين اسم را آن جناب به او داد از كسانى بود كه وارد حرم امام نميشد از پشت پنجره زيارت ميكرد معتقد بود كه حرم را صاحبي است كه تا اجازه ندهد وارد نميشوم مردى با ادب بود كه در دفتر حكومتى حضور مييافت عادتش اين بود كه اگر درخواستش را اجابت ميكردند و بر مىآوردند سپاسگزارى ميكرد و مسرور ميشد اگر وعده ميدادند باز براى مرتبه دوم مىآمد اگر برآورده ميشد بهتر و گر نه مرتبه سوم مىآمد اگر درخواستش باجابت ميرسيد ميرفت و گر نه در صورتى كه صاحب منزل مجلسي
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت جواد و عسكريين ع ) ( فارسي ) — صفحة 194
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٩٤