تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت جواد و عسكريين ع ) ( فارسي ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
عجبا ان منيت بالداء و القسم * و انت الامام حسم الداء انت آسى الادواء في الدين و الدنيا * و محى الاموات و الاحياء « 1 »
رجال كشى - به خط جبرئيل بن احمد ديدم كه محمّد بن عيسى يقطينى حديث كرده ، گفت : امام عليه السّلام نامه‌اى به علي بن بلال در سال 232 بدين مضمون نوشت : بسم اللَّه الرحمن الرحيم خداى را سپاسگزارم و شكر نعمت و عنايت او را دارم و بر محمّد و آلش درود ميفرستم توجه داشته باش كه من ابو علي را جايگزين مقام حسين بن عبد ربه كردم به او اعتماد دارم و ميشناسم او را كه لياقت دارد . من ميدانم كه تو شخصيت بزرگ ناحيه خود هستى خواستم برايت نامه‌اى خصوصى بنويسم و بدين وسيله احترامى به تو كرده باشم از او اطاعت كن و هر چه نزد تو است تسليم او كن دوستان را نيز وادار كن به اين كار بطورى كه موجب كمك او شود با اين كار بما خدمت كرده‌اى و محبت ما را جلب نموده‌اى خداوند در مقابل به تو جزا و پاداش ميدهد خداوند بفضل و رحمت خويش بهترين پاداش را به نيكوكاران ميدهد . ترا در پناه خدا سپردم و اين نامه را به خط خود نوشتم خداى را سپاسگزارم رجال كشى - ص 433 - از احمد بن محمّد بن عيسى نقل مىكند نسخه نامه‌اى كه راجع بابن راشد براى دوستان بغداد و مدائن و سواد و اطراف آن نوشته بود چنين است : خداى را سپاسگزارم بر نعمت و عافيتى كه عنايت فرموده و بر محمّد و آلش بهترين درود و عاليترين رحمت را ميفرستم من ابو علي بن راشد را بجاى حسين ابن عبد ربه و وكيلهاى قبل تعيين نمودم و همان مقام را دارد ارتباط خود را با او
هامش
( 1 ) خلاصه معنى اشعار : زمين بلرزه افتاد و دلم گرفت و تب عارضم شد وقتى فهميدم امام مريض است گفتم جانم فدايت با مريضى تو دين بيمار شد و ستارگان غروب كردند تو خود طبيب بيمارىهاى دين و دنيا هستى كه مرده‌ها را زنده ميكنى .