تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت جواد و عسكريين ع ) ( فارسي ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
اذا ما بلغت الصادقين بنى الرضا * فحسبك من هاد يشير الى هاد ينابيع علم اللَّه اطواد دينه * فهل من نقاد ان علمت لاطواد نجوم متى نجم خبا مثله بدا * فصلى علي الخابي المهيمن و البادى هم حجج اللَّه اثنتى عشرة متى * عددت فثانى عشر هم خلف الهادى بميلاده الانباء جاءت شهيرة * فاعظم بمولود و اكرم بميلاد
مروج الذهب - مسعودى مينويسد : بغا از تركها بود و از غلامان معتصم بشمار ميرفت در جنگهاى بزرگ خودش در ميدان نبرد ميكرد و هميشه جان سالم بدر ميبرد هيچ گاه بر پيكر خود زره نميپوشيد در اين مورد از او سؤال شد گفت : در خواب پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم را ديدم به من فرمود : بغا بيكى از امتان من نيكى كردى او براى تو دعا كرد و دعايش مستجاب شد . عرضكردم : يا رسول اللَّه آن مرد چه كسى بود ؟ فرمود : همان كسى كه او را از درندگان نجات دادى . گفتم : يا رسول اللَّه از خداوند بخواه به من عمر طولانى عنايت كند دست بدعا برداشته فرمود : خدايا عمرش را طولانى كن و از اجل او چشم پوشى نما . عرضكردم : يا رسول اللَّه 95 سال فرمود : 95 سال . شخصى مقابل پيامبر اكرم ايستاده بود گفت : در اين مدت از آفات نيز محفوظ باشد . پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و إله فرمود : محفوظ باشد به آن شخص عرضكردم : شما كه هستيد ؟ فرمود : من علي بن ابى طالبم در اين موقع از خواب بيدار شدم در حالى كه با خود ميگفتم علي بن ابى طالب . بغا نسبت به اولاد علي مهربان و بخشنده بود پرسيدند آن مرديكه از درندگان نجاتش دادى كه بود . گفت : مردى را پيش معتصم آوردند كه نسبت بدعت و خلاف دين به او داده بودند شب هنگام بين او و معتصم سخنانى رد و بدل شد . معتصم به من گفت : اين مرد را بيانداز ميان درندگان . او را تا باغ وحش آوردم و از دستش ناراحت بودم ، ولى در بين راه شنيدم چنين ميگفت : خدايا تو ميدانى كه من فقط براى تو سخن گفتم و دين ترا كمك كردم و از نظر توحيد و يگانه‌پرستى دچار