نهايت بلاغت و كمال نگارش مىآمد يك روز شنيدم حضرت رضا ميفرمود ابو جعفر وصى و جانشين من است ميان خانوادهام پس از من . بصائر الدرجات - ص 138 - ابن قياما گفت خدمت حضرت رضا عليه السّلام رسيدم موقعى كه فرزندش ابو جعفر متولد شده بود فرمود خداوند مرا فرزندى عنايت كرد كه وارث من و وارث آل داود باشد . غيبت شيخ طوسى - ص 26 - محمّد بن سنان گفت خدمت حضرت موسى بن جعفر رسيدم يك سال قبل از اينكه متوجه عراق شود پسرش نيز آنجا نشسته بود نگاهى به من نموده فرمود : محمّد ! امسال يك مسافرتى در پيش دارى ناراحت نشوى ، عرض كردم فدايت شوم چه پيش آمدى است مرا هم اكنون ناراحت نمودى . فرمود بايد بروم پيش اين ستمگر نابكار ( منظور مهدي عباسى است ) ولى ناراحتي كه موجب قتل يا زندان شود از طرف او نمىبينم و هم از جانب جانشينش ( موسى بن هادى ) عرض كردم بالاخره چه مىشود فرمود خدا ستمكاران را گمراه مىكند و آنچه بخواهد انجام خواهد داد « 1 » . عرضكردم : منظورت چيست فدايت شوم . فرمود هر كس حق اين فرزند مرا از بين ببرد و منكر امامتش شود مثل كسى است كه ستم به علي بن ابى طالب كرده و منكر امامت آن جناب شده پس از پيغمبر اكرم . عرضكردم به خدا قسم اگر عمر من طولانى شود حق او را ادا ميكنم و بامامتش اقرار مينمايم فرمود راست ميگوئى محمّد خداوند عمرت را طولانى خواهد كرد و حق فرزندم را ادا ميكنى و بامامتش اقرار خواهى داشت و همچنين بامامت امام بعد از او عرض كردم امام پس از ايشان كيست فرمود فرزندش محمّد . گفتم در مقابل امر خدا تسليم و راضيم . غيبت شيخ طوسى - بزنطى گفت پسر نجاشى از من پرسيد امام پس از
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت جواد و عسكريين ع ) ( فارسي ) — صفحة 17
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٧
هامش
( 1 ) ممكن است اشاره بگمراهى و ستمكارى هارون باشد كه آن جناب را شهيد كرد .