ميفرستاد باز آماده جنگ مىشدند .
ولى اهل بصره با انداختن سلاح بايد از ايشان دست بر مىداشت زيرا گروه مجهزي نداشتند بايد از فرارى صفين تعقيب مىكرد و مجروح آنها را مىكشت اين دو سپاه با هم مساوى نبودند .
اگر حكم على عليه السّلام در باره اهل صفين و جمل نبود كسى نميتوانست تشخيص دهد كه حكم متمرّدان از مسلمانان چيست و بايد با آنها چه كرد هر كه سرپيچى نمود حواله به شمشير آبدار داده مىشود .
اما مردى كه اقرار بلواط كرد او از جان خود گذشت و كسى شهادت بر عمل او نداده بود و نه حكومت وقت او را در حال عمل گرفتار كرده بود .
پيشوائى كه از جانب خدا حكومت بر مردم مىكند وقتى كسى را بدستور خدا مىتواند كيفر كند ميتواند او را نيز ببخشد مگر اين آيه را نشنيدهاى كه خداوند در باره سليمان مىفرمايد :
هذا عَطاؤُنا فَامْنُن أَوْ أَمْسِك بِغَيْرِ حِساب
« 1 » خداوند در اين آيه ابتدا بخشش و عنايت را ذكر مىكند بعد سخن از منع و جلوگيرى به ميان مىآورد « 2 » .
هامش
( 1 ) سوره ص : آيه 39 .
( 2 ) جريان مردى كه لواط كرده بود در كافى ج 7 ص 201 چنين نقل شده كه حضرت صادق عليه السّلام فرمود روزى امير المؤمنين با گروهى از اصحاب بود كه مردى آمده ، گفت يا على من با پسر بچهاى جمع شدهام مرا پاك كن فرمود اى مرد برو به خانه شايد بسرت زده .
فردا براى مرتبه دوم آمد و گفت يا امير المؤمنين من با پسر بچهاى جمع شدهام مرا پاك كن باز فرمود برو به خانه شايد جنون پيدا كردهاى تا سه مرتبه او را برگردانيد مرتبه چهارم فرمود پيغمبر اكرم در باره كسى كه چنين كارى را انجام دهد سه كيفر قرار داده هر كدام را مايلى انتخاب كن پرسيدم چيست آن سه كيفر ، فرمود يك ضربت شمشير به او بزنند تا هر چه كارگر شد ، يا او را از بالاى كوهى با دست و پاى بسته پرت كنند . سوم اينكه با آتش پيكرش را بسوزانند پرسيدم كدام كيفر سختتر است فرمود به آتش سوختن . عرض كرد من همان را انتخاب كردم فرمود پس آماده شو . عرض كرد بسيار خوب مرد شروع به نماز كرد و دو ركعت نماز خواند بعد از تشهد گفت خدايا تو ميدانى چه گناهى انجام دادهام اكنون بيمناكم آمدم خدمت وصى پيغمبر و پسر عمويش از او درخواست كردم مرا پاك كند بين سه كيفر مخيرم كرد . خدايا من آنچه سختتر بود برگزيدم خدايا از تو ميخواهم اين كيفرم را كفاره گناهم قرار دهى و مرا به آتش جهنم نسوزانى .
آنگاه با اشك جارى حركت كرد و داخل گودالى كه على عليه السلام برايش كنده بود شد لهيب و شراره آتش را با چشم ميديد كه چگونه زبانه ميكشد . اشك از چشمان على ( ع ) و تمام اصحاب جارى شد به او فرمود از جاى حركت كن ملائكه آسمان و زمين را بگريه در آوردى خدا توبهات را پذيرفت ديگر مبادا چنين كارى را انجام دهى .