تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت جواد و عسكريين ع ) ( فارسي ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
و او را معرفى نموده كه آنچه ميگويد راست و درست است اما اينكه مىفرمايد لعنت خدا را بر كاذبين قرار دهيم از بابت مماشات با خصم و انصاف دادن از جانب خويش است . اما اين آيه
وَ لَوْ أَن ما فِي الْأَرْض مِن شَجَرَةٍ أَقْلام

« 1 » همين طور است كه خداوند فرموده اگر تمام درختان دنيا قلم شود و دريا مركب و هفت درياى ديگر هم آن را كمك كند بطورى كه از تمام روى زمين چشمه‌ها بجوشد مانند طوفان نوح هرگز كلمات را نمىتوانند به آخر برسانند . آن درياها عبارت است از چشمه كبريت و يمن و برهوت و طبريه و آب گرم ما سيدان و آب گرم آفريقا كه معروف به سيلان است و چشمه با حوران ما كلمات خدا هستيم كه فضائل ما را نميتوانند درك كنند و نه تمام‌شدنى است . اما بهشت در آن خوردنى و آشاميدنى و سرگرمى و بازيها است ، در آنجا آنچه دل بخواهد و ديده لذت ببرد وجود دارد خداوند تمام آنها را مورد استفاده آدم قرار داد و برايش مباح نمود ولى درختى كه او و همسرش را از آن نهى كرد درخت حسد بود كه از آنها پيمان گرفت مبادا با ديده رشك و حسد نگاه كنند بكساني كه بر آنها و تمام مردم ايشان را برترى داده است آدم فراموش كرد و در اين مورد عزم و اراده استوارى نشان نداد . اما اين آيه

أَوْ يُزَوِّجُهُم ذُكْراناً وَ إِناثاً

« 2 » كه مىفرمايد يا به ازدواج آنها در مىآورد نرها و ماده‌ها را . منظور اينست كه خداوند به ازدواج در مىآورد مردان مطيع را . به خدا پناه مىبرم از اينكه خداوند بزرگ كارى كه مورد نظر تو است از عمل زشت ( جمع شدن با پسر بچه ) را قصد كرده باشد و اجازه چنين كارى را بدهد هر كه چنين كند مجرم است كه مبتلا بعذابى دردناك مىشود و با خوارى پيوسته

هامش
( 1 ) سوره لقمان آيه 27
( 2 ) سوره شورى آيه 50