تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١

بخش هفتم عبادت و اخلاق پسنديده و مقام آن جناب و اقرار مردم بشخصيت ايشان

عيون اخبار الرضا : ابو عباد گفت : حضرت رضا در تابستان روى بوريا در زمستان روى پلاس مىنشست و لباس خشن مىپوشيد مگر موقعى كه ميان جمعيت ميرفت كه خود را براى آنها مىآراست . عيون اخبار الرضا : صولى گفت : مادر پدرم كه عذر نام داشت گفت : مرا با صد كنيز ديگر از كوفه خريدند من كنيزى زايمان كرده بودم . ما را براى مأمون بردند . حرمسراى او بهشتى بود از خوراكى و ساير چيزهاى خوب و پول فراوان . مرا مأمون به حضرت رضا عليه السّلام بخشيد . وقتى وارد خانه حضرت رضا عليه السّلام شدم آنچه نعمت در خانه مأمون بود از دست دادم . يك كنيز سرپرست ما بود كه ما را شبها بيدار ميكرد و به نماز واميداشت . اين جريان از همه براى ما سخت‌تر بود من آرزو داشتم از خانه آن جناب خارج شوم تا بالاخره مرا بخشيد بجد تو عبد اللَّه بن عباس وقتى به منزل او رفتم مثل اينكه داخل بهشت شده‌ام . صولى گفت : زنى را عاقلتر و سخاوتمندتر از جده خود نديدم در سال دويست و هفتاد از دنيا رفت كه در آن وقت صد سال داشت . خيلى از اوقات راجع به حضرت رضا از او مىپرسيدند در جواب ميگفت چيزى از آن جناب بخاطر
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 81 | العلامة المجلسي / موسى خسروى