تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
تا او صحبت خود را تمام ميكرد و هرگز محتاجى را رد نكرد بقدرى كه قدرت داشت . هرگز پاهاى خود را مقابل كسى كه نشسته بود دراز نميكرد و نه تكيه ميكرد در مقابل كسى كه نشسته بود و هرگز غلامان خود را ناسزا نميگفت و نديدم كه آب دهان به زمين بياندازد و نه هرگز در موقع خنده قهقهه نميزد خنده آن جناب تبسم بود . در خلوت سفره‌اش را ميگستردند غلامان خود را بر سفره خويش مينشاند حتى دربانها و مهتر چهارپايان را ، شبها كم ميخوابيد و بسيار بيدار بود بيشتر شبها از ابتداى شب تا صبح شب زنده‌دار بود خيلى روزه ميگرفت روزه سه روز در ماه از او فوت نميشد ميفرمود اين سه روز روزه تمام عمر است خيلى كمك ميكرد و صدقه ميداد در پنهانى بيشتر در شبهاى تاريك چنين كارى را ميكرد هر كس بگويد چون او در مقام و شخصيت ديده است باور نكنيد . عيون اخبار الرضا : هروى گفت : موقعى كه حضرت رضا عليه السّلام در داخل زندان بود و او را در بند كرده بودند از زندانبان اجازه خواستم به خدمت آن جناب برسم - گفت : نميتوانى خدمتش برسى پرسيدم براى چه . گفت : چون او در شبانه روز هزار ركعت نماز ميخواند فقط اول صبح يك ساعت و قبل از ظهر نيز ساعتى فراغت دارد و يكى هم موقع زرد شدن آفتاب كه در اين موقعها در محراب خود نشسته و مشغول مناجات با خدا است . گفتم در همين موقع‌ها براى من اجازه بگير . اجازه گرفت خدمتش رسيدم ديدم در محراب خود نشسته و در انديشه است . . . تا آخر خبر . تهذيب : سليمان جعفرى گفت : حضرت رضا را ديدم كه در جبه خزى نماز ميخواند . عيون اخبار الرضا : رجاء بن ابى ضحاك گفت : مرا مأمون از پى حضرت رضا عليه السّلام فرستاد تا او را از مدينه بياورم دستور داد كه او را از راه