تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
ندارم جز اينكه عود هندى بخور ميكرد و پس از آن گلاب و مشك به كار ميبرد وقتى نماز صبح ميخواند در اول وقت نماز صبح را بجاى مىآورد پس از آن به سجده ميرفت سر از سجده بر نميداشت تا خورشيد بالا مىآمد بعد حركت ميكرد مىنشست براى رفع نيازمنديهاى مردم يا سوار ميشد و ميرفت . هيچ كس نمىتوانست صدايش را در خانه آن جناب بلند كند هر كس مى - خواست باشد مردم آرام صحبت ميكردند جدم عبد اللَّه از اين جده‌ام تبرك ميجست همان روز كه او را به جدم بخشيدند قرار داد بست با او كه پس از فوت جدم آزاد باشد . عباس بن احنف حنفى دائى جدم روزى به منزل او وارد شد از اين كنيز خوشش آمد گفت اين كنيز را به من ببخش . جدم در جواب او گفت : اين كنيز مدبره است يعنى قرارداد آزادى پس از مرگ من دارد نميتوانم او را ببخشم اين شعر را او در باره جده‌ام سرود :
يا عذر زين باسمك العذر * و اساء لم يحسن بك الدهر
عيون اخبار الرضا : ج 2 ص 179 - ابو ذكوان گفت : از ابراهيم بن عباس شنيدم كه ميگفت هر چه از حضرت رضا عليه السّلام مىپرسيدند ميدانست از زمان او كسى راجع بتاريخ گذشته تا آن روز از حضرت رضا واردتر نبود مأمون او را آزمايش ميكرد بسؤال‌ها در هر مورد . جواب آنها را ميداد تمام سخن و جواب و مثالى كه مىآورد از قرآن استفاده مينمود در هر سه روز يك مرتبه قرآن را ختم ميكرد . ميفرمود : اگر بخواهم در كمتر از سه روز ختم كنم ميتوانم ولى بهر آيه‌اى - كه ميرسم در آن دقت ميكنم كه در باره چه چيز و چه زمانى نازل شده به همين جهت در هر سه روز يك مرتبه ختم ميكنم . عيون اخبار الرضا : ابراهيم بن عباس گفت : هرگز نديدم حضرت رضا عليه السّلام با سخن خود كسى را برنجاند و هرگز نديدم سخن كسى را قطع كند