تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
به او بگو حضرت رضا عليه السّلام به من فرمود : بشما بگويم مبادا دست بگشائى براى غسل و كفن و دفن من اگر چنين كارى بكنى به زودى گرفتار عذابى خواهى شد كه قرار است تأخير افتد گرفتار يك ناراحتى خواهى شد كه از آن ميترسى اين حرف را بزنى دست بر ميدارد . عرض كردم : آقاى من آنچه بفرمائيد انجام مىدهم فرمود وقتى كه دست از غسل دادن من برداشت ميرود در يكى از اطاقهاى بالاى قصرش مىنشيند كه بتواند محل غسل دادن مرا مشاهده كند ولى تو توجه داشته باش كه كارى به غسل دادن من نداشته باشى تا مىبينى خيمه سفيدى زده مىشود يك طرف حياط وقتى آن خيمه را ديدى مرا با لباسهايم ببر داخل آن خيمه خودت پشت خيمه بايست آنهائى كه با تو هستند پشت سر تو باشند خيمه را كنار نزنى كه مرا ببينى اگر چنين كنى هلاك خواهى شد مأمون از آن بالا ميگويد هرثمه مگر تو عقيده ندارى كه امام را بايد فقط امام غسل دهد اكنون چه كسى حضرت رضا را غسل ميدهد با اينكه پسرش محمّد در مدينه و حجاز است و ما در طوس . در جوابش بگو ، ما ميگوئيم : امام را واجب نيست غسل دهد كسى جز امام اگر يكنفر سركشى و تعدى نمود و او را غسل داد امامت او باطل نميشود بواسطه تجاوز و سركشى غسل دهنده و نه امامت امام بعدش باطل مىشود كه نگذاشته‌اند پدرش را غسل دهد اگر حضرت رضا عليه السّلام در مدينه بود فرزندش آشكارا ايشان را غسل ميداد اكنون نيز جز او كسى غسل نميدهد ولى پنهانى . وقتى خيمه برداشته شد مىبينى مرا در كفن پيچيده‌اند بدنم را داخل تابوتى بگذار و براى دفن ببريد . موقع دفن مأمون مايل است قبر پدرش را قبله قبر من قرار دهد چنين چيزى امكان ندارد و كلنگ كه ميزنند به زمين اثر نميكند حتى باندازه‌ى سر ناخنى كنده نميشود وقتى كوشش خود را كردند و نتوانستند ، از طرف من به او بگو كه به من دستور داده يك كلنگ در قبله قبر پدرت بزنم قبرى آماده با ضريح