تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
اختصاص : زكريا بن آدم گفت : خدمت حضرت رضا عليه السّلام از سر شب در حدثان رسيدم ابو جوير رحمه اللَّه نمرده بود از من راجع به او سؤال كرد و دعا برايش نمود پيوسته با هم صحبت ميكرديم تا اذان صبح شد آنگاه از جاى حركت كرده نماز صبح را خواند . اختصاص : زكريا بن آدم گفت : به حضرت رضا عليه السّلام عرض كردم مايلم از ميان فاميل و خويشاوندان خود خارج شوم نادان مردم زياد شده‌اند فرمود : اين كار را نكن بلا از اهل قم بواسطه تو دفع مىشود همان طورى كه از اهالى بغداد بواسطه حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام دفع مىشود . اختصاص : علي بن مسيب گفت : به حضرت رضا عرض كردم فاصله بين من و شما خيلى زياد است نميتوانم هميشه خدمتتان برسم از چه كسى مسائل و دستورات دين را فراگيرم فرمود : از زكريا بن آدم قمى كه مورد اعتماد دين و دنيا است ابن مسيب گفت پس از بازگشت خدمت زكريا بن آدم رسيدم و هر چه احتياج داشتم از او ميپرسيدم . احتجاج طبرسى - ابو الهذيل علاف گفت : داخل رقه شدم گفتند در دير زكى مرد ديوانه‌اى است كه خيلى زيان‌آور است پيش او رفتم ديدم پيرمردى خوش قيافه است روى تشكى نشسته و ريش و سر خود را شانه مىزند سلام كردم جوابداد . پرسيد از كجائى گفتم : از اهالى عراق . گفت : آرى عراقيان مردمانى شوخ و خوش‌مجلس هستند . پرسيد از كجاى عراق هستى ، گفتم : از بصره گفت آرى مردمانى با تجربه و دانشمند دارد باز سؤال كرد از كدام طايفه بصره هستى گفتم من ابو الهذيل علافم ، گفت شما كه صحبت ميكنيد ابو الهذيل هستيد ؟ ! گفتم : آرى از جاى خود حركت كرد و مرا روى تشك خويش نشاند . پس از صحبتهائى كه بين ما و او شد گفت در مورد امامت چه عقيده دارى . گفتم : منظورت چه امامتى است گفت پس از پيامبر اكرم چه كسى بايد خليفه ميشد