تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
توضيح داديم پس عيبجو نبايد با اطلاع از يك خبر طعن آميز حكم به بدى شخص نمايد ، شايد ما كه او را خوب ميدانيم دليلى داشته‌ايم بر خوبى او كه آن شخص اطلاع پيدا نكرده . در جزء ششم كتاب عبد اللَّه بن حماد انصارى نقل كردم كه چنين نوشته : ابو محمّد هارون بن موسى از محمّد بن همام ، از حسين بن احمد مالكى كه گفت : باحمد بن مليك كرخى گفتم راجع به محمّد بن سنان مرا مطلع نما كه ميگويند او غالى است ( كسانى كه بخدائى ائمه معتقدند ) گفت : هرگز ، به خدا پناه ميبرم از چنين نسبتى او به من طهور و معاشرت و رفتار با خانواده را آموخت مردى بسيار عابد و پارسا و غرق در عبادت بود . كافى : حسن بن حسين انبارى از حضرت رضا عليه السّلام نقل مىكند گفت : چهارده سال نامه مينوشتم به حضرت رضا عليه السّلام در باره استخدام در كار سلطان در آخرين نامه‌اى كه نوشتم توضيح دادم كه من ميترسم از اين گرهى كه از محبت شما به گردن دارم و سلطان بگويد تو رافضى هستى بدليل اينكه خدمت سلطان و كار دولت را قبول نميكنى . حضرت رضا عليه السّلام در جوابم نوشت : نامه‌ات رسيد و متوجه شدم كه بر جان خود ميترسى اگر ميدانى كه وقتى متصدى كارى شدى آن طور كه پيغمبر اكرم فرموده رفتار ميكنى و همكاران و نويسندگانت نيز هم عقيده با تو هستند اگر پولى بدست آوردى برابرى با مؤمنين فقير و تنگدست ميكنى بطورى كه يكى از آنها شبيه ايشان مىشود اين كار را بكن و گر نه نبايد بكنى . اختصاص : ابو احمد محمّد بن ابى عمير كه نام پدرش ( ابو عمير ) زياد بود از آزادشدگان قبيله ازد بشمار ميرفت از تمام شيعه بيشتر مورد اعتماد خاص و عام بود پارساتر و پرهيزگارتر و عابدترين مردم بود شخصى بىنظير در زمان خود محسوب ميشد خدمت موسى بن جعفر رسيده بود اما از آن جناب روايتى نقل نكرده از حضرت رضا عليه السّلام روايت نقل نموده .