خارج كردند .
سرائر : محمّد بن فضل بصرى گفت : حضرت رضا عليه السّلام شبى به بصره آمد نماز مغرب را بالاى پشت بامى خواند شنيدم در سجده ميگفت :
« اللهم العن الفاسق بن الفاسق »
از نماز كه فراغت حاصل كرد گفتم : آقا چه كسى را لعنت فرموديد در سجده . گفت : يونس غلام ابن يقطين را .
عرض كردم : او گروهى از دوستان شما را گمراه كرده فتوى ميداد به آنها كه نماز بعد از طلوع فجر تا طلوع خورشيد و بعد از عصر تا خورشيد غروب كند اشكالى ندارد فرمود : خدا او را لعنت كند دروغ بسته بر پدرم يا فرمود :
پدرانم ، چه ارزشى دارد يك غلام بيابانى .
مناقب : دربان حضرت رضا عليه السّلام محمّد بن راشد بود و از اشخاص مورد اعتمادش محمّد بن ابى نصر بزنطى و محمّد بن فضل كوفى و احمد بن محمّد اشعرى و عبد اللَّه بن جندب بجلى و اسماعيل بن سعد احوص اشعرى و احمد بن محمّد اشعرى بودند و از اصحاب آن جناب حسن بن علي خزاز معروف بوشاء و محمّد بن سليمان ديلمى و علي ابن حكم انبارى و عبد اللَّه بن مبارك نهاوندى و حماد بن عثمان ناب و سعد بن سعد و حسن بن سعيد اهوازى و محمّد بن فضل رخجى و خلف بصرى و محمّد بن سنان و بكر بن محمّد ازدى و ابراهيم بن محمّد همدانى و محمّد بن احمد بن قيس بن غيلان و اسحاق بن معاويه خضيبى بودند . ابن شهر زورى در مناقب الابرار نوشته كه معروف كرخى از غلامان علي بن موسى الرضا عليه السّلام بود پدر و مادرش نصرانى بودند معروف را در كودكى بمعلمى سپردند معلم به او ميگفت : بگو سومى سه تا ( مطابق عقيده نصرانيان كه بسه اصل قائلند ) او ميگفت : يكتا . معلم او را سخت زد ، فرار كرد و خدمت حضرت رضا عليه السّلام رسيده بدست ايشان مسلمان شد .
بعد بدر خانه خودشان آمد در زد و پدرش پرسيد پشت درب كيست ؟
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 237
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٣٧