تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
و آن كس كه پيمان از او گرفته‌اند مبعوث نشود . ديگرى از دانشمندان گفت : پيغمبر در روز عرفه بعمر نگاهى نموده تبسم كرد فرمود : خداوند يك مرتبه به تمام بندگانش مباهات نمود و به عمر تنها افتخار كرد . مأمون گفت اين هم محال است در صورتى كه پيغمبرش جزء عموم مردم باشد اين روايت خنده‌دارتر از آن روايت ديگر نيست كه ميگويند پيغمبر فرمود داخل بهشت شدم ناگاه متوجه صداى نعلين گرديدم نگاه كردم ديدم غلام ابو بكر بلال زودتر از من ببهشت رفته شيعه ميگويد : علي بهتر از ابو بكر است شما ميگوئيد غلام ابو بكر بهتر از پيغمبر است زيرا آن كس كه زودتر ببهشت رود البته بهتر خواهد بود . روايت ديگرى كه ميگوئيد شيطان همين كه احساس وجود عمر را مىكند فرار مىنمايد در صورتى كه همان شيطان بنا بگفتهء شما به زبان پيغمبر انداخت « أنهن الغرانيق العلى » از عمر ميترسيد ولى به زبان پيغمبر كفر جارى مىكند . دانشمند ديگرى گفت : پيغمبر فرمود : اگر عذاب نازل شود جز عمر كسى نجات نخواهد يافت . مأمون جوابداد اين مخالف قرآن است زيرا خداوند مى - فرمايد :
ما كان اللَّه لِيُعَذِّبَهُم وَ أَنْت فِيهِم
تا وقتى تو در ميان امت باشى آنها را عذاب نخواهد نمود عمر را مانند پيغمبر قرار داده‌ايد . ديگرى گفت : پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم گواهى نموده است كه عمر يكى از ده نفر صحابه‌اى است كه ببهشت ميروند ، مأمون گفت : اگر اين حديث صحيح باشد آن طورى كه ميگوئيد عمر به حذيفه نميگفت ترا به خدا سوگند مىدهم آيا من از منافقين هستم ؟ در صورتى كه پيغمبر بعمر فرموده باشد تو اهل بهشتى او را تصديق نكند تا حذيفه تزكيه‌اش نمايد با وصف اين حذيفه را تصديق نموده و پيغمبر را به درستگوئى قبول نكرده است اين خلاف دين است اگر سخن پيغمبر را تصديق كرده پس چرا از حذيفه مىپرسد اين دو خبر با يك ديگر تناقض دارد . ديگرى گفت : پيغمبر فرموده مرا در يكطرف ترازو و امتم را در طرف ديگر گذاشتند من سنگين‌تر بودم بجاى من ابو بكر را گذاشتند او هم سنگين‌تر