تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
اين دو مرد يا از تمام جهات يكسان هستند در اين صورت لازم است دو فرد متمايز از يك ديگر يكفرد باشند اين غير ممكن است ، چنانچه آنها با يك ديگر اختلاف داشته باشند چگونه صحيح است پيروى هر دو چون انجام تكليف محال مىشود اگر از يكى پيروى كنى مخالفت با ديگرى است . دليل اختلاف آن دو اينست كه ابا بكر اهل زده را اسير نمود عمر آنها را آزاد بشمرد عمر بابى بكر گفت خالد را عزل نمايد و او را بانتقام خون مالك بن نوبره بكشد ابا بكر امتناع ورزيد عمر متعه را حرام نمود اين كار را ابو بكر نكرد عمر دفتر عطايا براى خلافت تشكيل داد ابا بكر نكرد ابا بكر براى خود جانشين تعيين كرد عمر اين عمل را انجام نداد . يكى ديگر از دانشمندان گفت : پيغمبر فرمود : « لو كنت متخذا خليلا لاتخذت ابا بكر خليلا » اگر دوستى براى خود مىگرفتم ابا بكر را انتخاب مينمودم . مأمون جواب داد : اين صحيح نيست زيرا روايات خودتان اين طور است كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم بين اصحاب خود برادرى قرار داد و علي را نگهداشت علي از نگهداشتن خود سؤال كرد فرمود : تو را براى برادرى خود نگهداشته‌ام هر كدام صحيح باشد ديگرى باطل است . نفر سوم گفت : علي عليه السّلام روى منبر گفت : بهترين مردم بعد از پيغمبر ابو بكر و عمر است . مأمون گفت : اين محال است زيرا پيغمبر اگر آن دو را بهترين مردم ميدانست يك مرتبه عمرو بن عاص و مرتبه ديگر اسامة بن زيد را امير بر آنها قرار نميداد . از شواهد كذب اين روايت فرمايش علي عليه السّلام است كه فرمود پيغمبر از دنيا رفت من پيراهن خود بمقامش شايسته‌تر بودم ولى بواسطهء اينكه مردم از دين برنگردند صبر كردم .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 181 | العلامة المجلسي / موسى خسروى