عيون : هروى گفت : وقتى مأمون دانشمندان و صاحبنظران مسلمان و ساير اديان از يهود و نصارى و مجوس و صابئين را براى بحث با حضرت رضا عليه السّلام جمع نمود هر كدام مناظره كردند چنان مغلوب شدند كه دهان آنها قفل گرديد علي بن محمّد بن جهم از جاى حركت كرده گفت : يا بن رسول اللَّه شما مدعى هستيد كه پيمبران معصوم هستند فرمود : آرى گفت : پس اين آيه را چه ميكنى «
وَ عَصى آدَم رَبَّه فَغَوى
» تا آخر - اشكالهائى كه گرفت حضرت رضا عليه السّلام تمام آنها را جواب داد بطورى كه علي بن محمّد بن جهم گريهاش گرفت گفت : يا ابن رسول اللَّه من توبه ميكنم از اينكه در باره انبياء و پيمبران جز گفته شما را نگويم .
عيون : علي بن محمّد بن جهم گفت : در مجلس مأمون بودم حضرت رضا عليه السّلام نيز حضور داشت مأمون اخبارى كه اشاره داشت باينكه پيمبران معصوم نيستند سؤال ميكرد تمام آنها را جواب داد مأمون پيوسته ميگفت : شما واقعا پسر پيامبرى گاهى نيز ميگفت : خدا بشما چه نعمتى ارزانى داشته ! گاهى هم ميگفت : خدا از اين بيشتر بشما نعمت دهد و يك وقت هم ميگفت خدا از جانب انبياء بشما پاداش نيك عنايت كند .
وقتى هر چه پرسيد جواب فرمود . مأمون گفت : دلم را شفا دادى يا ابن رسول اللَّه و آنچه در باره آن اشتباه داشتم واضح نمودى خداوند از طرف انبياء و اسلام به تو خير دهد .
علي بن محمّد بن جهم گفت : مأمون براى نماز حركت كرد و دست محمّد بن جعفر را كه در مجلس حضور داشت گرفت من نيز از پى آن دو رفتم مأمون به او گفت : ديدى پسر برادرت چه كرد ؟ ! محمّد بن جعفر او دانشمندى است كه نديدهام از دانشمند ديگرى استفاده كرده باشد مأمون گفت : پسر برادرت از خاندان پيامبر است كه در باره آنها پيامبر اكرم ميفرمايد : خاندان من و پاكسرشتان فرزندانم در كودكى از همهء مردم بردبارترند و در بزرگى از همه داناتر