تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
در باره فرمايش آن جناب كسى كناره‌گيرى نميكند از كمك ببرادران دينى خود با اين پاداش و لطفى كه خدا ميفرمايد . عرضكردند يا رسول اللَّه فلانى از كثرت گناه اگر بيچاره شد چون فلان و فلان كارهاى زشت را انجام ميدهد پيغمبر اكرم فرمود : اتفاقا او رستگار است خداوند عاقبتش را بخير ختم مىكند تمام گناهانش از بين ميرود و تبديل به ثواب مىشود يك روز او از راهى رد ميشد مرد مؤمنى را ديد كه عورتش مكشوف است و خودش متوجه نيست عورت او را پوشاند بدون اينكه مطلعش كند مبادا خجالت بكشد بعد آن مؤمن در بازگشت به منزل متوجه شد به او گفت خدا پاداش ترا بدهد و در آخرت جزاى ترا عنايت كند و در حساب قيامت بر تو آسان بگيرد خداوند دعاى او را مستجاب كرد اين شخص سعادتمند است بواسطه دعاى آن مؤمن . فرمايش پيغمبر اكرم به آن مرد رسيد توبه كرد و از كارهاى خود دست كشيد و رو بدر خانه خدا آورد هنوز يك هفته نگذشته بود كه گروهى اطراف مدينه را غارت كردند پيغمبر اكرم مسلمانان را بتعقيب ايشان فرستاد كه اين مرد نيز جزء آنها بود و شهيد شد . حضرت جواد فرمود : خداوند بدعاى حضرت رضا عليه السّلام در آن سرزمين بركت و نعمت را فراوان كرد . كسانى اطراف مأمون بودند كه خود را نامزد وليعهدى ميدانستند قبل از وليعهد شدن حضرت رضا عليه السّلام و حسودانى وجود داشتند كه پيوسته بدگوئى ميكردند . يكى از آنها بمأمون گفت : يا امير المؤمنين مبادا اين شرافت و عظمت را از خاندان بنى عباسى خارج كنى كه كارى بىسابقه در ميان خلفا خواهد شد و خلافت منتقل به اولاد علي شود كه خود و خانواده‌ات را نابود كرده‌اى اين جادوگر جادوگرزاده را كه در گوشه‌اى افتاده بود و كسى او را نميشناخت