تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
عيسى مسيح خيال نميكنم در ميان دانشمندان مسلمان نظيرى داشته باشى . در اين موقع حضرت متوجه رأس الجالوت شد و با تورات و زبور و كتاب شعيا و حيقوق پيغمبر با او مناظره كرد تا مغلوب شد و نتوانست جواب بگويد پس از آن با هربذ اكبر بزرگ زردشتيان مناظره نمود او را نيز مغلوب كرد . پس از پايان بحث با هربذ اكبر رو بجمعيت نموده فرمود : اگر كسى در ميان شما مخالف اسلام هست و مايل است سؤالى كند مبادا خجالت بكشد هر چه مايل است بپرسد از ميان دانشمندان عمران صابى كه از متكلمين بىنظير بود گفت : اگر شما خودتان دعوت به سؤال نميكرديد من جسارت نمىنمودم من كوفه و بصره و شام و جزيره را زير پا گذاشته‌ام و با بسيارى از دانشمندان بحث كرده‌ام هيچ كدام نتوانسته‌اند اثبات كنند يكتائى خدا را كه احتياج به غير ندارد اكنون اگر اجازه ميدهيد از شما بپرسم . حضرت رضا فرمود : اگر در ميان جمعيت عمران صابى باشد تو هستى عرض كرد : بلى من عمرانم . فرمود : بپرس ولى متوجه باش انصاف را از دست ندهى مبادا ستيزه و ستم روا دارى . عرضكرد : به خدا قسم مايلم برايم ثابت كنى تا دست‌آويزى داشته باشم و براى خودم نيز ثابت شود فرمود : بپرس . موقعيت حساس عمران و گفتگوى او با حضرت رضا چنان اثرى گذاشت كه مردم آهسته با هم اظهار نظر ميكردند و بهم نزديك شدند سكوت تمام مجلس را فرا گرفت همه دقت ميكردند مناظره بكجا منتهى خواهد شد . احتجاج حضرت رضا با عمران به طول انجاميد تا اذان ظهر را اعلام كردند در اين موقع امام عليه السّلام رو بمأمون نموده فرمود : هنگام نماز است عمران عرضكرد : آقا بحث را قطع نفرمائيد پرتوى از انوار هدايت بر قلبم تابيده احساس ميكنم دلم خيلى نرم گرديده . فرمود : نماز ميخوانم باز برميگرديم . حضرت رضا عليه السّلام در داخل مجلس نماز خواند ، مردم در خارج پشت سر محمّد بن جعفر نماز خواندند . پس از نماز مجلس براى مرتبه دوم تشكيل شد