همه بيائيد و براى مناظره حاضر باشيد كسى تخلف نجويد همه قبول كردند .
نوفلى گفت : من در خدمت حضرت رضا بودم كه ياسر خادم وارد شد ياسر متصدى كارهاى حضرت رضا بود عرض كرد : آقاى من امير المؤمنين سلام مىرساند و عرض مىكند برادرت فدايت شود دانشمندان مذاهب اجتماع نمودهاند چنانچه مايل باشيد فردا صبح تشريف بياوريد اگر ناراحت ميشويد لازم نيست خود را به زحمت بياندازيد چنانچه خواسته باشيد ما خدمت شما مىآئيم فرمود : سلام مرا به او برسان و بگو ان شاء اللَّه صبح زود خواهم آمد .
پس از رفتن ياسر حضرت رضا رو به من نموده فرمود : تو مردى عراقى و خوشقريحه هستى ميدانى منظور مأمون از جمع نمودن دانشمندان و مشركين چيست ؟ عرض كردم : منظورش امتحان نمودن شما است ميخواهد بفهمد اطلاعات شما چقدر است ولى كار را بر پايهاى سست بنا نهاده .
فرمود : چطور ؟ عرض كردم متكلمين بر خلاف علما هستند زيرا عالم آنچه مقبول نيست قبول نميكند ولى آنها پيوسته جدل مينمايند و انكار حقايق را ميكنند اگر اثبات وحدانيت خدا را بنمائى ميگويند يگانگى او را براى ما توجيه نما استدلال در باره نبوت پيغمبر كه بنمائى ميگويند رسالت او را ثابت كن آنقدر ستيزه و مغالطه مينمايند تا طرف سخن خود را پس بگيرد فدايت شوم از آنها بر حذر باش .
حضرت رضا عليه السّلام تبسمى نموده فرمود : ميترسى كه بر من پيروز شوند و دلائل مرا رد نمايند عرضكردم : نه نميترسم اميدوارم خداوند شما را پيروز نمايد فرمود : ميدانى مأمون چه وقت پشيمان مىشود وقتى من با اهل تورات بوسيله تورات خودشان و با اصحاب انجيل بوسيله انجيل و يا زبوريان بوسيله زبور و يا صابئين بعبرانى و با زردشتيان به زبان فارسى و با روميان به زبان رومى ، با هر يك از دانشمندان به زبان محلى خودشان استدلال كنم وقتى تمام فرقهها را مغلوب نمودم و رأى خود را رها كرده گفتار مرا پذيرفتند مأمون پشيمان مىشود
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 162
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٦٢