علاقه بعالم آخرت .
پيوسته تقاضا داشت و مكرر درخواست مينمود كه كنارهگيرى كند ولى اين كار در نظر مأمون و ما خيلى دشوار مينمود چون ميدانستيم وجود او چقدر مفيد است در مورد كمك بدين و چقدر نيرو و قدرت است براى مسلمانان و پيكار با مشركان و صدق و صفائى كه دارد با حسن تدبير و نيك انديشى و شدت كمك و پشتيبانى او از حق و حقيقت و تقوى و نيكوكارى .
امير المؤمنين به او اطمينان كرد ما نيز اطمينان نموديم كه خير خواه دين است و صلاح دين را بر هر چيز مقدم ميدارد و خواسته او را پذيرفتيم و نامه عطا و شرط را كه در آخر همين نامه است براى او نوشتيم و خدا و هر كس از خانواده ما و سرهنگان و سپهداران و صحابه و قاضيان و فقها كه حضور دارند از خاص و عام بر آن نامه گواه گرفتيم امير المؤمنين صلاح ديد كه اين نامه به تمام شهرهائى كه تحت حكومت اسلام است نوشته شود تا بين مردم منتشر گردد و روى منبرها بخوانند و فرمانداران و قاضيان توجه نمايند به همين جهت از من خواست كه اين نامه را بنويسم و آن را توضيح دهم و مشتمل بر سه باب است :
باب اول توضيح خدمات و فعاليتهاى او است كه موجب حقى براى او مىشود پيش ما و مسلمانان .
باب دوم توضيح مقام او و اختياراتى كه به او داده شده در مواردى كه خودش مايل بوده اما آنچه نپذيرفته جاى بحث و ايراد نيست ضمنا اين اختيارات به هيچ يك از مسلمانان جز او و برادرش داده نشده از جمله اين اختيارات آن است كه به خود ايشان واگذار شده حكومت در باره كسى كه به آن دو ستم روا دارد و سعى كند بين ما و آنها و دوستانمان را به هم بزند تا مبادا كسى طمع پيدا كند در باره مخالفت با آنها در حالى كه ايشان خطائى نكردهاند و راهى نيست براى دخالت كردن بين آنها و ما .
باب سوم شرح بخشش ما است به او كه عبارت است از اختيار
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 147
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٤٧