تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
كه درب خانه زن خود را از ميان مجلس خويش قرار دهى مأمون دستور داد آن درب را بستند . يك روز مأمون خدمت حضرت رضا ميرسيد و يك روز حضرت رضا عليه السّلام پيش مأمون مىآمد خانه حضرت رضا پهلوى خانه مأمون قرار داشت همين كه حضرت رضا عليه السّلام وارد شد و مشاهده كرد درب بسته شده فرمود : يا امير المؤمنين چرا درب را بسته‌اى . مأمون گفت : فضل بن سهل صلاح دانست فرمود : «
إِنَّا لِلَّه وَ إِنَّا إِلَيْه راجِعُون
» فضل را چه كه در كار امير المؤمنين و خانواده‌اش دخالت كند . مأمون گفت : شما چه صلاح ميدانيد ؟ فرمود : درب را بگشا و هر وقت خواستى پيش دختر عمويت برو سخن فضل را نپذير در موردى كه براى او شايسته نيست و او را نميرسد . مأمون دستور داد ديوار را خراب كنند و پيش دختر عموى خود رفت اين خبر كه بفضل رسيد خيلى افسرده شد . عيون اخبار الرضا : ياسر خادم گفت : هر وقت حضرت رضا عليه السّلام روز جمعه از مسجد جامع مراجعت ميكرد در حالى كه عرق ميريخت و گرد و غبار بر چهره‌اش بود دستهايش را بلند ميكرد و ميفرمود : « اللهم ان كان فرجى مما انا فيه بالموت فعجل لى الساعة » خدايا اگر فرج من از اين گرفتارى با مرگ است هم اكنون مرگ مرا برسان . پيوسته غمگين و افسرده بود تا از دنيا رفت صلوات اللَّه عليه . عيون : محمّد بن عرفه گفت به حضرت رضا عليه السّلام عرضكردم چه موجب شد كه اين كار را پذيرفتى فرمود : آنچه جدم امير المؤمنين را وادار نمود كه در شورى وارد شود . توضيح : يعنى تا مردم از خلافت ما مأيوس نشوند و بفهمند كه مخالفين هم اعتراف دارند كه ما را در خلافت حقى است ممكن است اين تشبيه از جهت يك اسرار مخفى باشد . عيون : ابا صلت هروى گفت : به خدا قسم حضرت رضا عليه السّلام بميل خود
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 128 | العلامة المجلسي / موسى خسروى