تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
ابن ابى يعفور كه به اين وضع افتاد نعلين از پاى خود بيرون آورد و بند آن را جدا كرد و تقديم به امام نمود . حضرت صادق با حالتى خشم آلود از گرفتن خوددارى نموده فرمود كسى كه گرفتارى و مصيبتى بر او وارد مىشود شايسته صبر است با پاى برهنه رفت تا وارد منزل آن مرد شده او را تسليت گفت . كافى - ابن ابى يعفور گفت حضرت صادق عليه السّلام دستهاى خود را بدعا برداشته بود شنيدم ميگويد ( رب لا تكلنى الى نفسى طرفة عين ابدا لا اقل من ذلك و لا اكثر ) خدايا مرا يك چشم بهم زدن ، به خود وامگذار نه كمتر و نه بيشتر . در اين موقع اشگ از رخسار امام جارى شد به من فرمود ابن ابى يعفور يونس بن متى كمتر از يك چشم بهم زدن خدا او را به خود واگذاشت مرتكب آن گناه شد . عرضكردم آقا به حد كفر رسيد ؟ ! فرمود نه ولى مردن در آن حال هلاكت است . كافى - عبد اللَّه بن مسكان گفت با چند نفر از دوستان بحمام رفتيم وقتى بيرون آمديم امام صادق عليه السّلام ما را ديد فرمود از كجا مىآئيد گفتيم از حمام فرمود خدا شستشوى شما را تميز كند . عرض كرديم ما با اين رفتيم او داخل حمام شد ما نشستيم تا خارج گرديد به او گفتيم خدا شستشوى ترا پاكيزه كند او در جواب ما گفت ( طهر كم اللَّه ) خدا شما را پاك نمايد . كافى - عبد اللَّه بن عثمان گفت ديدم حضرت صادق شارب‌هاى خود را گرفته بطورى كه نزديك به پوست رسيده . كافى - حضرت صادق وارد حمام شد . حمامى گفت آقا براى شما خلوت كنم فرمود نه احتياجى نيست بخلوت شدن مؤمن ساده‌تر و سبك‌تر از مقيد بودن به اين تشريفات است . كافى - حسين بن خالد از حضرت صادق نقل كرد كه عرضكردم قرآن را براى قرائت به چند قسمت تقسيم كنم ؟ فرمود پنج يا هفت قسمت اما من قرآنى دارم كه