تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
گاهى شامى و گاهى هشام پيروز مىشد بالاخره هشام او را مغلوب كرد . گفت : ميخواهم در مورد امامت با شما مناظره كنم . امام رو بهشام بن حكم نموده فرمود : ابو الحكم تو با او مناظره كن هشام نگذاشت يك كلمه حرف بزند چنان او را پيچاند كه حرف زدن را فراموش كرد . امام صادق عليه السّلام از مناظره هشام چنان خوشش آمده بود كه شروع بخنده نموده بطورى كه دندانهاى مباركش معلوم مىشد . مرد شامى گفت : مثل اينكه شما ميخواهى به من بفهمانى كه در ميان شاگردانت چنين اشخاصى هستند . فرمود : همين است . سپس فرمود : برادر شامى اما حمران ترا با زبان گرفت متحير شدى و مغلوب گرديدى ولى يك سؤال واقعى نمود جواب آن را ندانستى ابان بن تغلب نيز حق را با باطل آميخت و بر تو پيروز شد ولى زرارة با تو بقياس مناظره كرد قياس او بر تو غالب آمد . ولى طيار مانند كبوترى بود كه گاهى مىپريد و گاهى به زمين مىخورد و چون تو كبوترى كه قدرت پرواز ندارد بودى . هشام بن سالم گاهى به زمين مىخورد و گاهى حركت ميكرد ولى هشام ابن حكم هر چه گفت واقعيت و حقيقت بود نگذاشت آب دهانت را فرو برى . برادر شامى خداوند حق را بباطل آميخته و در اختيار مردم جهان گذاشته پيمبران را فرستاده تا تميز بين حق و باطل بدهند . بانبيا و اوصيا حق و باطل را شناسانده و پيمبران را جلوتر از اوصياء فرستاد تا بمردم معرفى كنند كسانى را كه خداوند به آنها مزيت عنايت فرموده و آنها را بمقام رهبرى اختصاص بخشيده ( منظور معرفى ائمه و پيشوايان دين است ) . اگر باطل جدا و حق نيز جداگانه بود مردم احتياج پيامبر و جانشين او نداشتند ولى خداوند آن دو را مخلوط كرد و پيامبران و جانشينان آنها را موظف نمود تا بين حق و باطل تميز بدهند براى بندگانش . مرد شامى گفت : هر كس با تو بنشيند رستگار است . حضرت صادق فرمود : پيغمبر اكرم با جبرئيل و اسرافيل مىنشست جبرئيل به آسمان صعود ميكرد و
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 345 | العلامة المجلسي / موسى خسروى