تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
بحث و مناظره‌اى مانند آن روز اتفاق نيافتاده بود گروه زيادى پيرو اهل بيت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم شدند . ابو جعفر مؤمن طاق برخوردها و بحثهائى با ابو حنيفه داشته از آن جمله ميگويد : روزى ابو حنيفه به او گفت : تو قائل برجعت هستى ؟ مؤمن طاق گفت آرى ابو حنيفه گفت امروز به من هزار درهم ( سكه نقره ) بده تا در رجعت به تو هزار دينار ( سكه طلا ) بدهم ، مؤمن طاق گفت : اشكالى ندارد تو يك ضامن بده كه در رجعت به صورت انسان بيائى نه به صورت خوك . روز ديگرى به او گفت اگر على بن ابى طالب حقى در خلافت داشت چرا بعد از درگذشت پيغمبر حق خود را مطالبه نكرد ؟ مؤمن طاق گفت : ترسيد او را هم جنيان بكشند چنانچه سعد بن عباده را كشتند ولى با تير مغيرة بن شعبه انتشار دادند كه جنىها او را كشته‌اند . ) يك روز ابو حنيفه با مؤمن طاق گردش ميكرد در يكى از بازارهاى كوفه يك - نفر فرياد ميزد چه كسى بچه‌اى كه گمشده است ميشناسد و ديده است ؟ مؤمن طاق گفت : اما بچه گمشده را نديده‌ام اما پيرمرد گمراه را اگر ميخواهى دست اين شخص را بگير اشاره به ابو حنيفه كرد . پس از فوت حضرت صادق ابو حنيفه مؤمن طاق را ديد به او گفت : امامت مرد ؟ گفت : بلى ولى امام تو را تا روز قيامت مهلت داده‌اند و زنده است ( مقصودش شيطان بود ) . احتجاج طبرسى ص 205 - روزى فضال بن حسن بن فضال كوفي گذشت به ابو حنيفه كه گروهى اطرافش را گرفته بودند . او داشت از فتوىها و حديث‌هاى خود براى آنها نقل ميكرد مينوشتند . فضال بدوست خود گفت : به خدا قسم از اينجا رد نميشوم تا ابو حنيفه را شرمنده كنم . دوستش گفت : ابو حنيفه كسى است كه نميتوان بر او چيره شد و خيلى سفسطه باز است آدم را مغلوب مىكند . گفت : اين سخنان را بگذار تو ديده‌اى كه دليل شخص
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 336 | العلامة المجلسي / موسى خسروى