تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
براى خدا - خير خواهى نسبت بائمه مسلمانان و شركت در اجتماع آنها دعوت اسلامى تمام آنها را فرا ميگيرد . مؤمنين برادران يك ديگرند كه از خون يك ديگر دفاع ميكنند آنها به صورت يك نيروى واحد هستند در مقابل مخالفين پست ترين مسلمانان سعى و كوشش در انجام تعهدات برادران دينى خود مىكند . سفيان خطبه را نوشت و خدمت امام عليه السّلام نشان داد . حضرت صادق سوار شده رفت من و سفيان برگشتيم در بين راه گفت : صبر كن من نگاهى به اين حديث بكنم . گفتم به خدا قسم حضرت صادق به گردن تو تكليفى نسبت به خود واجب نمود كه هرگز قابل فرار نيست . گفت : چطور آن تكليف چيست ؟ گفتم : اينكه فرمود سه چيز را مسلمان خيانت نميكند اولى كه اخلاص عمل براى خداست قابل بحث نيست خودمان ميدانيم اما خيرخواهى نسبت بائمه و پيشوايان مسلمانان . اين پيشوايان كيانند كه واجب است ما خيرخواه آنها باشيم ؟ معاوية بن ابى سفيان يا يزيد بن معاويه يا مروان حكم از كسانى كه ما شهادت آنها را نمىپذيريم و نماز خواندن پشت سر آنها صحيح نيست ؟ آيا اينهايند . سخن ديگرش كه شركت در اجتماع آنها ، كدام اجتماع است . آيا منظور اجتماع مرجئه است كه ميگويند هر كه نماز نخواند و روزه نگيرد و غسل جنابت نكند و كعبه را ويران نمايد و با مادر خود ازدواج كند او ايمان جبرئيل و ميكائيل را دارد . يا منظور قدرىها هستند كه ميگويند آنچه خدا بخواهد نميشود هر چه شيطان بخواهد مىشود ؟ يا منظور حروريها هستند كه از على بن ابى طالب بيزارند و ميگويند او كافر است ؟ يا جهمىها هستند كه ميگويند فقط بايد خدا را شناخت ايمان غير از اين نيست . با ناراحتى گفت : پس اينها چه ميگويند ؟ گفتم : ميگويند امامى كه لازم است از او پيروى كنيم و خير خواهش باشيم على بن ابى طالب است و بايد شركت در اجتماع اهل بيت آنها بكنيم . سفيان نوشته را پاره كرده گفت مبادا به كسى اين
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 307 | العلامة المجلسي / موسى خسروى