مىآيند . خدايا ستمكاران زمان ما و پيروان آنها و همكارانشان را لعنت فرما تو بر هر كار قادر و توانا هستى .
كافي - وليد بن صبيح گفت : شهاب بن عبد ربه به من گفت : سلام مرا به حضرت صادق عليه السّلام برسان بگو در خواب ميترسم . خدمت امام رسيدم و عرضكردم كه شهاب بشما سلام رساند و گفت : در خواب ميترسم .
فرمود : بگو مالش را پاك كند و پيغام امام را رساندم : گفت : اگر به تو پيغامى بدهم ميرسانى ؟ گفتم بلى گفت : بگو حتى بچهها هم ميدانند چه رسد بمردان كه من زكات مالم را مىدهم . من پيغام او را رساندم امام عليه السّلام فرمود : به او بگو زكات ميدهى ولى به جائى كه بايد مصرف نميكنى .
كافي - ج 4 ص 36 - معتب گفت : محمّد بن بشر وشاء خدمت امام صادق عليه السّلام رسيده درخواست كرد كه با شهاب صحبت كنند تا او را براى پرداخت قرضى كه داشت مهلت دهد تا وقتى ايام حج تمام شود . شهاب هزار دينار از او طلب داشت .
امام عليه السّلام از پى شهاب فرستاد آمد به او فرمود : ميدانى محمّد علاقمند بما است گفت : تو از او هزار دينار طلب دارى كه اين پول را در راه شكمچرانى و هواپرستى خرج نكرده از ديگران طلب دارد كه از بين رفته يا از بابت ماليات پرداخته من مايلم او را حلال كنى . گفت شايد شما هم اين عقيده را دارى كه از حسنات او در قيامت بر ميدارند و قرضش را پرداخت ميكنند اين طور بين مردم مشهور است .
امام صادق عليه السّلام فرمود خداوند عادلتر و كريمتر از آن است كه بندهاش شبهاى سرد بمناجات و شب زنده دارى بپردازد و در روزهاى گرم روزه بدارد يا طواف خانه كعبه كند آن وقت اين اعمال او را بگيرد و بدهد به طلبكار ولى خداوند فضل و لطفش زياد است جبران بدهى او را مىكند .
گفت : آقا او را حلال نمودم .
كافي - سدير گفت حضرت باقر داخل مسجد الحرام ميشد من خارج ميشدم امام دست مرا گرفت و رو به قبله ايستاد فرمود : سدير بمردم دستور دادهاند
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 305
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٠٥