ابو امامه و سفيان بن عيينة بن ابى عمران هلالى و عبد العزيز بن ابى حازم و سلمة بن دينار مدنى . غلامان امام نيز معتب و مسلم و مصادف بودند .
رجال كشى - ميسر بن عبد العزيز گفت : حضرت صادق عليه السّلام به من فرمود در خواب ديدم مثل اينكه بالاى كوهى هستم مردم بر فراز اين كوه بالا مىآيند همين كه زياد ميشوند كوه آنها را بالا مىبرد و پرت مىكند به زمين مىافتند جز چند نفر با من باقى نماندند تو يكى از آنها بودى و دوستت عبد اللَّه بن عجلان .
رجال كشى - عبد الحميد بن ابى ديلم گفت : خدمت حضرت صادق عليه السّلام بودم نامهاى از عبد السلام بن عبد الرحمن بن نعيم و نامهاى از فيض بن مختار و سليمان ابن خالد آمد نوشته بودند كه كوفه سرپرستى ندارد اگر اجازه بدهيد كوفه را به تصرف در مىآوريم .
همين كه نامه را خواند به زمين انداخته فرمود من امام اينها نيستم مگر نميدانند قبل از قيام قائم ما سفيانى خواهد آمد .
رجال كشى ص 158 - عباس بن هلال از حضرت رضا نقل كرد كه فرمود :
سعيدة كنيز حضرت صادق عليه السّلام از زنان دانشمند بود . مطالبى از حضرت صادق عليه السّلام مىآموخت . در نزد آن كنيز وصيت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم بود .
حضرت صادق عليه السّلام به او فرمود . از خدا بخواه همانطور كه در دنيا خداوند مرا به تو معرفى نموده آشنا بمقام امام خود هستى در آخرت نيز ترا به ازدواج من در آورد . منزل او نزديك خانه حضرت صادق بود هر وقت در مسجد ديده ميشد براى سلام به پيامبر اكرم رفته بود يا به مكه ميرفت و يا از مكه مىآمد آخرين گفتار او اين بود . خشنوديم از ثواب و آسوده شديم از عقاب .
اختصاص - هشام بن حكم از حضرت صادق نقل كرد كه فرمود خوب شفيعى هستيم من و پدرم براى حمران بن اعين . در روز قيامت دست او را ميگيريم رها نمىكنيم تا با هم وارد بهشت شويم . در روايت ديگر راجع بحمران ميفرمايد او مردى از اهل بهشت است .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 293
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٩٣