« 1 » وقتى نگاه كردم ديدم هارون بن سعيد است . امام صادق عليه السّلام خنديد فرمود : وقتى جواب درست بيابى سخن كوتاه مىشود به اجازه خدا . تفسير عياشى : داود بن فرقد گفت : حضرت صادق فرمود : حاجتى پيدا كردم بعد از ظهر رفتم به مسجد هميشه اگر حاجتى داشته باشم چنين ميكنم . در همان بين كه در حرم نماز ميخواندم مردى بالاى سرم ايستاد گفتم : اهل كجا هستى گفت : كوفه . گفتم از كدام قبيله ؟ جواب داد : اسلم . پرسيدم از كدام گروه هستى ؟ گفت : از مدينه . پرسيدم از زيديها كه را مىشناسى ؟ گفت : بهترين و برجستهترين آنها هارون بن سعيد را مىشناسم گفتم : برادر اسلمى او سر سلسله گوساله پرستان است كه خدا در اين آيه ميفرمايد :
« 2 » فرمود : زيدى واقعى محمّد بن سالم نيشكر فروش است . مجالس مفيد : محمّد بن حسن بن زياد عطار از پدر خود نقل كرد گفت وقتى زياد وارد كوفه شد دلم از اين جريان بىقرار شد . رفتم به مكه گذارم بمدينه افتاد خدمت حضرت صادق عليه السّلام رسيدم مريض بود و در رختخواب خوابيده بود خيلى لاغر و ضعيف شده بود . عرض كردم : آقا علاقه دارم عقايد دينى خود را پيش شما بازگو كنم . به پهلو خوابيد نگاهى به من نموده فرمود : حسن خيال نميكنم احتياج به بازگو كردن عقايد داشته باشى ؟ حالا بگو . گفتم : « اشهد ان لا إله الا اللَّه و اشهد ان محمّدا رسول اللَّه . امام نيز با من تكرار كرد گفت : اقرار دارم بهر چه محمّد مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله و سلم آورده . امام سكوت كرد گفتم : گواهى مىدهم كه على عليه السّلام امام و پيشوا است بعد از پيامبر اكرم و اطاعت او واجب است ، هر كه در اين خصوص شك كند گمراه است