رنگ صورت ابن ابى ليلي زرد شد امام عليه السّلام به من فرمود : براى خود همسفر ديگرى انتخاب كن كه ديگر به خدا سوگند يك كلمه با تو صحبت نخواهم كرد . احتجاج - كلينى از اسحاق بن يعقوب نقل مىكند كه توقيعى از ناحيه مقدسه امام زمان بيرون شد بوسيلهء محمّد بن عثمان عمرى به اين مضمون : اما راجع به ابو الخطاب محمّد بن زينبة اجدع او مردى ملعون است و پيروان او نيز همه ملعون هستند مبادا با هم عقيدههاى او بنشينى من از آنها بيزارم و پدرانم نيز از آنها بيزار بودهاند . معانى الاخبار - ص 340 - يكى از اصحاب از جعفر صادق نقل كرد كه شخصى به او گفت : ابو الخطاب ميگويد : شما به او فرمودهاى : وقتى به حق رسيدى هر كار ميخواهى بكن فرمود : خدا لعنت كند ابو الخطاب را به خدا قسم من به او چنين نگفتهام . در كتاب زيد نرسى مينويسد : وقتى ابو الخطاب در كوفه پيدا شد و در مورد حضرت صادق ادعاى خود را نمود من با عبيدة بن زراره خدمت حضرت صادق رسيدم عرضكردم : آقا ابو الخطاب و پيروانش در باره شما ادعاى بزرگى ميكنند او بجاى اللهم لبيك ميگويد لبيك جعفر لبيك معراج « 1 » پيروان او عقيده دارند همانطور كه پيامبر اكرم بمعراج رفت او هم معراج رفته ولى معراج بسوى شما وقتى از معراج به زمين فرود آمده ادعاى خدائى براى شما كرده و لبيك جعفر ميگويد . چشمان امام عليه السّلام پر از اشگ شد و دانه دانه از گوشهء چشم آن جناب ريخت دست بلند نموده گفت : خدايا من بيزارم از آنچه ابو الخطاب در بارهام ادعا مىكند خدايا پوست و موى تنم اظهار بندگى ترا ميكنند من بندهى تو و فرزند بندهى تو هستم ذليل و خوارم در نزد تو . ساعتى سر به زمين انداخت گوئى مناجات ميكرد . بعد سر بلند نموده فرمود : آرى ! آرى ! بندهء خاضع و خاشع و ذليل براى خداى
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 283
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٨٣
هامش
( 1 ) ادعاى خدائى در مورد حضرت صادق ميكرده .