اختصاص - حماد ناب گفت : خدمت حضرت صادق بودم در منى با عدهاى در اين موقع عمران بن عبد اللَّه قمى وارد شد از او حال پرسيد و بسيار مورد لطف قرار داد و با صورت باز و شادمان با او صحبت كرد وقتى رفت من به حضرت صادق عرض كردم : اين كيست كه اين قدر به او لطف نمودى ؟ فرمود : اين از خانوادهايست نجيب كه هر يك از ستمگران روزگار قصد سوئى نسبت به آنها نمودند خدا آنها را نابود كرد .
قرب الاسناد : صفوان جمال گفت : به حضرت صادق عرض كردم گواهى مىدهم بيكتائى خدا كه شريكى ندارد و گواهى مىدهم برسالت محمّد مصطفى كه حجت خدا است روى زمين بر مردم بعد از او امير المؤمنين عليه السّلام حجت خداست فرمود : خدا ترا رحمت كند .
عرض كردم : بعد امام حسن پس از ايشان امام حسين بعد از آن جناب على بن الحسين و پس از ايشان محمّد بن على و اكنون شما حجت خدا بر مردم هستيد امام عليه السّلام پس از نام هر يك از امامها كه ميبردم ميفرمود : خدا ترا رحمت كند .
علل الشرائع - ص 528 وليد بن صبيح گفت : مردى آمد خدمت حضرت صادق ادعا كرد من از معلى بن خنيس طلبكارم گفت حق مرا از بين برده امام فرمود :
حق ترا كسى از بين برد كه او را كشت . سپس بوليد فرمود : حركت كن حق او را بده من مايلم پيكر معلى را خنك گردانم گرچه پيكر او خنك و آسوده هست .
معانى الاخبار - ص 340 - ذريح محاربى گفت : به حضرت صادق عليه السّلام عرض كردم خداوند در قرآن دستورى داده مايلم معنى آن را بفهمم . فرمود : چه دستور .
عرض كرد اين آيه :
ثُم لْيَقْضُوا تَفَثَهُم وَ لْيُوفُوا نُذُورَهُم
« 1 » فرمود :
لْيَقْضُوا تَفَثَهُم
بمعنى ديدار امام است و
لْيُوفُوا نُذُورَهُم
انجام دادن همين مناسك و دستورات حج است .
هامش
( 1 ) سوره حج آيه 29 مناسك حج پس از سرتراشيدن و تقصير بجاى آرند تا از احرام درآيند و بر نذر و عهدى كه در حج نمودهاند وفا كنند .