تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
شدم . عرض كردم كسى نيامد از طرف شما به من خبر دهد . فرمود من خودم خبر مىدهم تا وقتى در اين شهر هستى مهمان ما باش حالا بگو ببينم چه غذائى ميل دارى ؟ عرض كردم شير . يك گوسفند شير دار براى من خريد عرض كردم آقا يك دعا به من بياموز فرمود بنويس . « بسم اللَّه الرحمن الرحيم يا من ارجوه لكل خير و امن سخطه عند كل شر يا من يعطى الكثير بالقليل . و يا من اعطى من سأله تحننا منه و رحمة يا من اعطى من لم يسأله و لم يعرفه ، صل على محمّد و اهل بيته . و اعطنى بمسألتى اياك جميع خير الدنيا و جميع خير الآخرة فإنه غير منقوص ما اعطيت ، و زدنى من سعة فضلك يا كريم » آنگاه دستهاى خود را بلند نموده فرمود : يا ذا المن و الطول يا ذا الجلال و الاكرام يا ذا النعماء و الجود ارحم شيبتى من النار » در اين موقع دستهاى خود را روى محاسن خويش گذاشت وقتى برداشت پشت دستهايش پر از اشك شده بود . رجال كشى - سورة بن كليب گفت زيد بن على به من گفت از كجا فهميدى كه پسر برادرم جعفر امام است ؟ گفتم از خوب كسى سؤال كردى . گفت بگو ، گفتم ميرفتيم خدمت برادرت محمّد بن على حضرت باقر سؤال ميكرديم ميفرمود پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله چنين فرمود يا خداوند در قرآن چنين فرموده وقتى برادرت از دنيا رفت رفتيم پيش اهل بيت پيغمبر هر كس را كه احتمال ميداديم امام باشد حتى پيش تو نيز آمديم بعضى از مسائل ما را جواب ميداديد ولى اطلاع از تمام سؤالهاى ما نداشتيد تا رفتيم خدمت پسر برادرت جعفر بن محمّد همان طورى كه پدرش ميفرمود جواب ما را داد ميگفت پيامبر فرمود يا خداوند چنين گفته و زيد لبخندى زده گفت اين حرف كه ميزنى صحيح است كتابهاى حضرت على در نزد اوست . كافى ج 8 ص 143 - حفص بن غياث گفت حضرت صادق عليه السّلام بين نخلستانهاى كوفه راه ميرفت بدرخت خرمائى رسيد وضو گرفته ركوع كرد آنگاه سجده رفت شمردم پانصد مرتبه تسبيح گفت سپس تكيه بدرخت بخرما داده دعاهائى كرد آنگاه
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 28 | العلامة المجلسي / موسى خسروى