تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
گفت به حضرت صادق عرضكردم من تصميم عمره دارم مرا وصيتى بفرما فرمود از خدا بترس و عجله مكن - ديگر چيزى نفرمود از خدمتش مرخص شدم و از مدينه بيرون آمدم با مردى شامى برخورد كردم كه او نيز تصميم مكه داشت با من همسفر شد در بين راه سفره خود را گستردم او نيز سفره‌اى داشت گسترد شروع به غذا خوردن كرديم صحبت از اهالى بصره شد به آنها ناسزا گفت سخن از مردم كوفه بميان آمد باز ناسزا گفت اسم حضرت صادق را برد و بدگوئى كرد خواستم دماغش را بگيرم و در فكر كشتن او بودم . يادم آمد از فرمايش حضرت صادق كه فرمود از خدا بپرهيز و عجله نكن با اينكه ناسزاى او را ميشنيدم نتوانستم از دستور امام خود تجاوز كنم . رجال كشى ص 121 مفضل بن قيس گفت خدمت حضرت صادق عليه السّلام رسيدم و از اوضاع خود شكايت كردم و تقاضاى دعا نمودم . فرمود كنيز ! آن كيسه را كه ابو جعفر داده بياور و كيسه را آورد فرمود در اين كيسه چهار صد دينار است صرف در احتياج خود بنما . عرض كردم به خدا قسم نظرم اين نبود تقاضاى دعا داشتم فرمود از دعا فراموش نخواهم كرد ولى بمردم وضع خود را نگو كه پيش آنها سبك ميشوى . كشف الغمه مينويسد : عبد الاعلى و عبيدة بن بشير گفتند حضرت صادق عليه السّلام قبل از اينكه ، سؤالى بكنيم فرمود به خدا سوگند آنچه در آسمانها و زمين و بهشت و جهنم است ميدانم و آنچه قبلا بوده و بعدا تا روز قيامت انجام مىشود . پس از مختصر سكوتى فرمود اين اطلاع من از روى كتاب خداست ، كف دست خود را گشوده فرمود اين طور در آن مىبينم . خداوند ميفرمايد : فيه
تِبْياناً لِكُل شَيْءٍ

« 1 » اسماعيل بن جابر از حضرت صادق نقل كرد كه فرمود خداوند محمّد را برانگيخت پيامبرى بعد از او نيست و بر او قرآن را نازل نمود و با آن تمام كتابهاى

هامش
( 1 ) نحل آيه 89 وَ نَزَّلْنا عَلَيْك الْكِتاب تِبْياناً لِكُل شَيْءٍ . قرآن را براى تو فرستاديم كه در آن شرح هر چيزى هست .