تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
كه نميخواهد برود . گفتم از خدا بترس اينها كه اطراف ترا گرفته‌اند فريبت ندهند . حضرت صادق عليه السّلام به طيار گفت : ديگر چيزى نگفتى ؟ گفت : نه . فرمود : چرا نگفتى ؟ كه اين فرمايش را پيغمبر موقعى فرمود كه مسلمانان همه مطيع او بودند بعد از درگذشت او اختلاف افتاد اين مطلب از بين رفت . محمّد بن عبد اللَّه بن علي گفت تعجب است از عبد اللَّه بن حسن كه از روى مسخره ميگويد اين مطلب در جعفر شما است كه ادعا ميكنيد ؟ امام صادق خشمگين شده فرمود : تعجب از عبد اللَّه بن حسن است كه ميگويد در ميان ما امام واقعى نيست نه خودش امام است و نه پدرش امام بود خيال مىكند علي بن ابى طالب امام نبوده و اين مطلب را ردّ مىكند . اما اينكه از جفر صحبت كرده آن جفر پوست گاوى است مانند خيك در آن نوشته‌هائى است و جواب هر چه مردم تا روز قيامت از حلال و حرام به آن احتياج داشته باشند بفرموده پيغمبر و خط على است و در همان جفر مصحف فاطمه است كه يك آيه از قرآن در آن نيست در نزد من انگشتر پيامبر و زره و شمشير و پرچم است بلى نزد من جفر هست دماغ كسى كه بمسخره ميگيرد به خاك ماليده شود . بصائر : ابن خنيس گفت خدمت حضرت صادق بودم محمّد بن عبد اللَّه بن حسن آمد سلام كرده رفت امام عليه السّلام چشمهايش پر اشك شد عرضكردم آقا كارى كردى كه تاكنون نميكردى . فرمود دلم بحالش سوخت زيرا مردم او را نسبت بمقامى ميدهند كه مال او نيست در نوشته‌هاى حضرت على عليه السّلام نام او را جزء خلفا و پادشاهان نديده‌ام . خرايج - ابن ابى يعفور گفت : من و معلى بن خنيس به حسن بن حسن برخورد كرديم گفت يهودى بيا ببينم جعفر بن محمّد چه گفته ؟ امام عليه السّلام فرمود او به خدا از شما به يهودى بودن سزاوارتر است يهودى كسى است كه شراب مىخورد .