امام صادق فرمود نه به خدا حضرت على كتابى نداشت فقط دو پوست پيش ما هست كه ميل داشتم آنها پيش اين غلامم باشد و اهميتى ندارد . امام عليه السّلام نشست بعد بما توجه نموده فرمود به خدا آن طور كه ميگويند نيست كه دو جفر نوشته باشد به خدا دو پوست تخت است كه هنوز پشمها و مويهاى آن نريخته يكى از آن دو پر از كتاب و نوشته است و در پوست تخت ديگر اسلحه پيامبر اكرم است .
به خدا سوگند پيش ما صحيفهايست به طول هفتاد ذراع خداوند حلال و حرامى ندارد جز اينكه در آن صحيفه ذكر شده حتى جريمه يك خدشه وارد كردن .
با ناخن خود روى دست خط كشيد حتى به اين اندازه خدشه وارد كردن . نزد ما است مصحف فاطمه عليها السّلام كه در قرآن نيست .
بصائر : على بن سعيد گفت : خدمت حضرت صادق نشسته بودم مردى گفت :
فدايت شوم عبد اللَّه بن حسن ميگويد آنچه در اختيار ما است از امر امامت در نزد ديگرى نيست امام صادق عليه السّلام پس از سخنانى فرمود از عبد اللَّه تعجب نمىكنيد ؟
خيال مىكند پدرش على امام نبوده ميگويد علمى نزد ما نيست به خدا راست ميگويد او علمى ندارد ولى به خدا سوگند - اشاره به سينه خود كرد - نزد ما است اسلحه پيامبر زره و شمشيرش نزد ما است مصحف فاطمه كه يك آيه از قرآن در آن نيست گفتارى از پيامبر اكرم است كه على عليه السّلام به خط خود نوشته . جفر نيز پيش ما است كه نميدانند جفر چيست پوست گوسفند يا شتر نيست .
بصائر : على بن سعيد گفت خدمت حضرت صادق نشسته بودم گروهى از شيعيان نيز حضور داشتند . معلى بن خنيس گفت فدايت شوم چقدر از حسن بن حسن كشيدى .
طيار عرضكرد در بين راه محمّد بن عبد اللَّه بن حسن را ديدم سوار بر الاغ اطرافش را گروهى از زيديه گرفته بودند چشمش كه به من افتاد گفت بيا بيا ! پيامبر اكرم فرمود هر كه نماز ما را بخواند و به طرف قبله ما بايستد و كشتار ما را بخورد او مسلمانى است كه در پناه خدا و پيامبر است هر كه ميخواهد بخواهد و هر
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 239
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٣٩