تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨

باب نهم زندگى خويشاوندان امام و شرح قيام فرزندان امام حسن و اولاد زيد

بصائر الدرجات ج 3 ص 37 - علي صائغ گفت حضرت صادق با محمّد بن عبد اللَّه بن حسن ملاقات كرد محمّد او را به منزل خود دعوت نمود امام عليه السّلام از رفتن امتناع ورزيد اسماعيل را فرستاد و اشاره كرد كه چيزى نگويد با دست بر روى دهان خود گذاشت كه سخنى نگويد . وقتى به منزل رفت باز يك نفر را فرستاد كه امام بيايد حضرت صادق نرفت . فرستاده برگشت و از امتناع امام اطلاع داد . محمّد خنديده گفت چيزى او را از آمدن باز نميدارد جز اينكه مشغول مطالعه صحف است ( از روى مسخره اين حرف را زد ) . اسماعيل برگشت سخن محمّد را براى پدر خود نقل نمود امام عليه السّلام يك نفر را فرستاده فرمود اسماعيل به من گفت سخن ترا ، راست ميگوئى من مطالعه ميكنم صحف اولى را صحف ابراهيم و موسى . از خود و پدرت بپرس ببين اين كتابها پيش شما هست . پيغام امام را كه رساند محمّد سكوت كرده جوابى نداد فرستاده سكوت محمّد را به امام عرض كرد فرمود وقتى جواب درست بشنوند سخن كمتر ميگويند . بصائر : محمّد بن عبد الملك گفت ما در حدود شصت نفر در خدمت حضرت صادق بوديم كه ايشان در وسط ما بود عبد الخالق پسر عبد ربه آمد و گفت من پيش ابراهيم ابن محمّد نشسته بودم صحبت از اين شد كه شما مدعى هستى كتاب حضرت على پيش شما است .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 238 | العلامة المجلسي / موسى خسروى