اين حديث را گروهى از بزرگان نقل نمودهاند از آن جمله شيخ حافظ ابو الفرج ابن جوزى در كتاب خود بنام صفة الصفوة ص 97 ج 4 و همه از ليث نقل نمودهاند كه شخص مورد اعتماد و معتبرى بود .
ابو بصير گفت : روزى خدمت حضرت صادق نشسته بودم فرمود : امامت را ميشناسى ؟ عرض كردم آرى بخدائى كه جز او خدائى نيست تو امام من هستى .
دست خود را روى زانو يارانش گذاشتم فرمود : راست گفتى خوب شناختى چنگ بزن بدامنش .
عرض كردم : مايلم علامت و نشانهء امام را به من نشان دهى .
فرمود : بعد از شناختن امام ديگر علامت لازم نيست .
عرض كردم باعث افزايش ايمان و يقينم مىشود . فرمود : وقتى بر گردى بكوفه پسرى برايت متولد شده بنام عيسى پس از عيسى پسر ديگرى بنام محمّد و بعد از آن دو ، دو دختر خواهى داشت .
متوجه باش كه اسم دو پسرت در صحيفه جامعه نوشته شده است جزء شيعيان ما ، با اسم پدر و مادرها و اجدادشان و منسوبين آنها و آنچه تا قيامت از اين دو نفر متولد شود . آن صحيفه را به من نشان داد زرد رنگ و خط كشيده شده بود .
كشف الغمه - از كتاب دلائل : زيد شحام گفت : حضرت صادق به من فرمود چند سال دارى . عرض كردم فلان قدر . فرمود ترا بشارت مىدهم كه با ما خواهى بود و از شيعيان ما هستى . راضى نيستى با ما باشى ؟
عرض كردم : چرا آقا ولى چگونه ممكن است من با شما باشم .
فقال يا زيد ان الصراط الينا و ان الميزان الينا و حساب شيعتنا الينا و اللَّه يا زيد انى ارحم بكم من انفسكم .
فرمود زيد ! صراط ميزان در اختيار ما است و حساب شيعيان ما بدست ما است به خدا سوگند من به شما از خودتان مهربانترم . به خدا سوگند مثل اينكه
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 122
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٢٢