تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
غنايم را مىبرند و ما اينجا بمانيم ؟ ! پس به عبد اللّه بن عمرو بن حزم - كه فرماندهء آنان بود - گفتند : ما مىخواهيم به جمع‌آورى غنايم بپردازيم همان‌گونه كه ديگر مردم غنيمت جمع كردند . او گفت : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به من دستور فرموده است كه از اين جايگاهم تكان نخورم . آنان به او گفتند : او تو را بدين امر دستور فرمود ، امّا نمىدانست كه كار بدين‌جا كه مىبينى مىكشد . آنان به سوى غنيمت‌ها رو كرده و او را ترك گفتند ، ولى او جايگاهش را رها نساخت ، پس خالد بن وليد بر او هجوم آورده و او را به قتل رساند . سپس خالد از پشت سر پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به قصد او رفته و او را در ميان تعدادى از يارانش ديد ، به افرادى كه با او بودند گفت : كسى كه به دنبال او هستيد در پيش شما است ، پس به سوى او بشتابيد . آنان به طرف او [ به يك‌باره ] همچون يك نفر با شمشير و نيزه و سنگ بر او حمله‌ور شدند ، ياران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به دفاع از او پرداختند تا اينكه هفتاد نفر از آنان كشته شدند ، و امير مؤمنان عليه السّلام و ابو دجانهء انصارى و سهل بن حنيف در برابر سپاه مشركان پايدارى كرده و از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دفاع مىكردند ، تا اينكه تعداد مشركان گرداگرد آنان افزايش يافت . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چشم باز كرده - در حالى كه از فرط سختىها ، بيهوش شده بود - به سوى امير مؤمنان عليه السّلام نگريست و فرمود : اى على ! مردم چه كردند ؟ فرمود : پيمان را شكستند و رفتند . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به او فرمود : پس اينهايى كه مرا قصد كرده‌اند ، از من بازدار . آنگاه امير مؤمنان عليه السّلام بر آنان حمله كرد و آنان را پراكنده ساخت ، سپس نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بازگشت در حالى كه از جانب ديگر بر آن حضرت حمله كرده بودند ، او بر آنان شوريد و آنان را متفرق كرد ، و اين در حالى بود كه ابو دجانه و سهل بن حنيف بالاى سر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ايستاده بودند و هر كدام شمشير خود را به دست گرفته تا از او حمايت نمايند . چهارده نفر از ياران آن حضرت كه گريخته بودند به سوى او برگشتند كه از جملهء آنان