فصل [ در ذكر اشعار اسيد بن ابى اياس ]
و در آنچه كه امير مؤمنان عليه السّلام در بدر انجام داد ، اسيد بن ابى اياس براى شوراندن و تحريك مشركان قريش بر او گفت :
في كلّ مجمع غاية اخزاكم * جذع ابرّ على المذاكي القرّح
للّه درّكم المّا تنصفوا * قد ينصف الحرّ الكريم و يستحي
هذا ابن فاطمة الّذي افناكم * ذبحا و قتلة قعصة لم تذبح
اعطوه خرجا و اتّقوا بضريبة * فعل الذّليل و بيعة لم تربح
اين الكهول ؟ و اين كلّ دعامة ؟ * في المعضلات و اين زين الابطح ؟
افناهم قعصا و ضربا يفتري * بالسّيف يعمل حدّه لم يصفح « 1 »
هامش
( 1 ) . در هر مجمعى كه پرچمى برافراشته گرديد ، نوجوانى بر سالخوردگان پيروز گشته و آنان را رسوا ساخته .
خدا جزاى خيرتان دهد چرا انصاف نمىدهيد كه مرد آزاده و بزرگمنش گاهى انصاف داده و از آن شرم مىدارد .
اين فرزند فاطمه است كه شما را با سر بريدن و با كشتن در جا ، نيست و نابود ساخت .
به او باج دهيد و خود را از ضربتهايش بازداريد ، همچون كار خوارشدگان و بيعتى كه سودى به همراه ندارد .
كجايند آن سالخوردگان ؟ و كجايند بزرگان و پشتيبانان در سختىها ؟ و كجاست آن زينت ابطح ؟
آنان را با ضربههاى برندهء شمشيرى كه با تيزى آن مىكشت نه با پهناى آن ، از بين برد و نابود ساخت .