تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
آنان درآيد و از حمزة بن عبد المطلب و عبيدة بن الحارث رضى اللّه عنه خواست تا با او همراه شوند . هنگامى كه رو در روى هم قرار گرفتند ، آن قوم ايشان را نشناختند چون كلاه‌خود بر سر داشتند ، لذا از آنان پرسيدند : شما چه كسانى هستيد ؟ آنان خود را معرفى كردند . مشركان گفتند : همتايان گران‌قدرى هستيد . وليد به مبارزهء امير مؤمنان عليه السّلام درآمد كه حضرت مهلتش نداده و او را كشت ؛ عتبه نيز به جنگ حمزه رضى اللّه عنه درآمد كه حمزه او را كشت ؛ و شيبه با عبيده رضى اللّه عنه به مبارزه پرداخت ، دو ضربه ميان آن دو رد و بدل شد كه يكى از آنها ران عبيده را جدا ساخت ، آنگاه امير مؤمنان عليه السّلام با يك ضربه كه بر شيبه وارد آورد او را كشت و عبيده را نجات داد و حمزه رضى اللّه عنه در كشتن شيبه با او شريك شد . كشته شدن اين سه تن نخستين خوارى مشركان و ذلّتى بود كه بر آنان وارد آمد و هراسى كه از ترس مسلمانان آنان را فراگرفت ؛ و اين‌گونه نشانه‌هاى پيروزى مسلمانان هويدا گشت . پس امير مؤمنان عليه السّلام با عاص بن سعيد بن العاص مبارزه نمود و بلافاصله او را كشت در حالى كه ديگران از مبارزهء با او واهمه داشتند و جلو نمىرفتند . آنگاه حنظلة بن ابى سفيان به مبارزهء امير مؤمنان عليه السّلام شتافت كه حضرت او را نيز به قتل رساند ، و پس از او طعيمة بن عدى به نبرد با او به پاخاست كه او را هم كشت ، سپس نوفل بن خويلد را به هلاكت رساند - كه از شياطين قريش بود - ، و حضرت عليه السّلام همچنان يكى پس از ديگرى را مىكشت تا اينكه نيمى از كشتگان كفار را - كه هفتاد نفر بودند - يك تنه به هلاكت رساند ، و نيم ديگر را همهء مؤمنانى كه در بدر حاضر شده بودند به همراه سه هزار فرشتهء نشاندار به هلاكت رساندند ؛ و امير مؤمنان عليه السّلام كشتن نيم ديگر را به تنهايى و به كمك خدا و توفيق و تأييد و يارى او به عهده گرفت و بدان‌گونه پيروزى از آن او و به دست او بود و پايان كار با برداشتن مشتى ريگ توسط پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود كه به روى آنان انداخته
الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 68 | الشيخ المفيد / موسوى كرمانى