نمىرساند مگر تو يا مردى از تو ، و على از من است و پيامم را نمىرساند مگر على .
اين نقلى كه گذشت در حديثى مشهور آمده است .
لذا شكستن پيمان ، ويژهء آنكس بود كه پيمان را بست يا كسى كه در وجوب اطاعت و بزرگى و والايى و شرافت جايگاه مانند او باشد ، و كسى كه در كارهايش شك و ترديد راه نيابد ، و بر گفتارش ايراد گرفته نشود ، و كسى كه مانند خود شخصى كه پيمان بسته باشد ، و دستورش دستور او باشد ، و چنانچه به حكمى دستور فرمود دستورش جارى شده و استوار گردد ، و از خردهگيرى مبرّا باشد .
در شكستن پيمان ، نيرومندى اسلام و به كمال رسيدن دين و سر و سامان يافتن كار مسلمانان و گشايش مكه و اصلاح كارها باشد ؛ لذا خداوند دوست داشت كه آن كارها به دست كسى صورت بگيرد كه نامش را بلندآوازه ساخته و يادش را گرامى داشته و به برترى او اعلام نموده و بر بلندى منزلت وى دلالت كرده و بر ديگران ترجيح داده است ، و او امير مؤمنان على بن ابى طالب عليه السّلام بود .
و همانگونه كه پيش از اين بيان داشتيم ، هيچيك از مردم فضيلتى نزديك به اين فضيلتى كه يادآور شديم ، نداشت ؛ و هيچكس از آنان با او در اين فضيلت شريك نشد .
و امثال آنچه شمرديم ، فراوان است ، كه اگر بخواهيم همهء آنها را يادآورى كنيم سخن به درازا مىكشد ، و آنچه كه اثبات نموديم براى هدفى كه مدّ نظر داشتيم براى خردمندان كفايت مىكند .
[ شجاعت آن حضرت در جنگهاى زمان رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ]
فصل [ شجاعت امير مؤمنان عليه السّلام در جنگ بدر ]
و امّا جهادى كه پايههاى اسلام بدان استوار گرديد و به سبب آن شرايع و احكام اسلام پايدار گشت و امير مؤمنان عليه السّلام به آن اختصاص يافت به طورى كه ياد او در ميان مردم شهرت يافته و خبر او در بين خاص و عام پخش گرديد و دانشمندان در آن اختلاف نظر پيدا نكرده و انديشمندان در درستى آن نزاع نكردند ، و جز فرد ناآگاهى كه در اخبار تأمل