تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 622

مساهمون:

ص٦٢٢
* حسن بن محمد اشعرى گفت : هميشه نامهء ابو محمد ( امام عسكرى عليه السّلام ) كه مىآمد ، دربارهء پرداخت مقرّرى و دريافتى جنيد - قاتل فارس بن حاتم بن ماهويه « 1 » - و ابو الحسن و برادرم بود ؛ چون ابو محمد عليه السّلام وفات يافت استينافى از حضرت صاحب عليه السّلام آمد دربارهء پرداخت مقرّرى ابو الحسن و صاحب او امّا دربارهء جنيد چيزى نيامد . من غمگين شدم ، پس از آن خبر وفات جنيد آمد . * على بن محمد ، از ابى عقيل عيسى بن نصر كه گفت : على بن زياد صيمرى ( به امام زمان عليه السّلام ) نوشت و درخواست كفن نمود ، پاسخ آمد كه : تو در سال 80 به آن نياز خواهى داشت . پس او در سال 80 وفات يافت ، و يك ماه پيش از وفاتش كفن او را فرستادند . * على بن محمد ، از محمد بن هارون بن عمران همدانى كه گفت : به امام زمان عليه السّلام پانصد دينار بدهى داشتم ، و از اين مسئله ناراحت بودم . با خودم گفتم : مغازه‌هايى دارم كه آنها را به پانصد و سى دينار خريدم ، آنها را براى حضرت به پانصد دينار محاسبه مىكنم ؛ و در اين باره سخنى نگفتم . پس آن حضرت براى محمد بن جعفر نوشت : مغازه‌ها را از محمد بن هارون بگير در مقابل پانصد دينارى كه از او طلبكاريم . * ابو القاسم جعفر بن محمد ، از محمد بن يعقوب ، از على بن محمد كه گفت : فرمانى آمد ( از طرف امام زمان عليه السّلام ) كه نهى مىكرد از زيارت مقابر قريش ( قبرهاى مطهر امام كاظم و امام جواد عليهما السّلام ) و قبر امام حسين عليه السّلام ؛ پس از چند ماه به وزير باقطائى فرمود كه : بنى فرات و برسىها را ملاقات كن و به آنها بگو : به زيارت مقابر قريش نرويد زيرا كه خليفه دستور دستگيرى زيارت‌كنندگان آن را داده است . و احاديث در اين زمينه بسيارند و در كتابهايى كه دربارهء حضرت قائم عليه السّلام تأليف شده مذكور است ، و اگر در صدد جمع كردن همهء آنها برآيم كتاب بسيار طولانى خواهد شد ، و آنچه تاكنون آوردم قانع‌كننده مىباشد ، و منّت از براى خدا است .
هامش
( 1 ) . اين فارس كسى بود كه مردم را به فتنه مىانداخت و بدعت‌ها را ترويج مىكرد ، ابو الحسن عليه السّلام فرمان كشتن او را صادر نمود و بهشت را براى قاتل او ضمانت كرد ، پس جنيد او را كشت و ساطورى را كه او را با آن به قتل رسانيد دور انداخت ، وقتى مردم او را دستگير كردند اثرى از سلاح در آنجا نبود . ( تفصيل اين ماجرا در رجال كشى 2 : 807 / 1006 مذكور است ) .
الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 622 | الشيخ المفيد / موسوى كرمانى