تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 621

مساهمون:

ص٦٢١
العباس را هم كجاوهء خود قرار دادم چون از ديندارى و نگهدارى او اطمينان دارم ؛ پاسخ آمد كه : اسدى بهترين همسفر است ، اگر او آمد ، ديگرى را انتخاب نكن ؛ پس اسدى آمد و او را هم‌كجاوهء خود گردانيدم . * ابو القاسم جعفر بن محمد براى من نقل كرد از محمد بن يعقوب ، از على بن محمد ، از حسن بن عيسى عريضى كه گفت : پس از وفات ابو محمد حسن بن على عليه السّلام مردى از مصر مالى را براى صاحب الامر به مكه آورد ، پس دربارهء او اختلاف به وجود آمد : بعضى از مردم گفتند كه ابو محمد هنگام وفات جانشينى نداشته است ؛ و برخى گفتند كه جانشنين او جعفر ( برادر او ) است ؛ و بعضى ديگر گفتند كه جانشين وى فرزند او است . آن مرد كسى به نام ابو طالب را به همراه نامه‌اى به سامرا فرستاد تا دربارهء حقيقت اين امر تحقيق نمايد . او نزد جعفر رفت و از او نشانه و برهانى خواست ، جعفر گفت : در حال حاضر آماده ندارم . آن مرد نامه را به اصحاب ما از وكلاى حضرت فرستاد ، پاسخ آمد كه : خدا اجر تو را زياد گرداند در دوست تو كه او وفات يافت ، و دربارهء اموال به فرد مورد اعتمادى وصيت نمود كه در آن به گونه‌اى عمل نمايد كه بايد ، و نامه‌اش نيز جواب داده شد ؛ و همانگونه بود كه به او گفته شد . و به همين اسناد ، از على بن محمد كه گفت : مردى از اهل آبة « 1 » چيزهايى را نزد حضرت فرستاد و شمشيرى را فراموش كرد كه تصميم گرفته بود آن را نيز بفرستد ، چون آن چيزها رسيد براى او نوشته شد كه اينها تحويل گرفته شدند ، و نيز گفته شد : ماجراى شمشير چيست كه فراموش نمودى ؟ * و به همين اسناد ، از على بن محمد ، از محمد بن شاذان نيشابورى كه گفت : چهارصد و هشتاد درهم نزد من جمع شد و دوست نداشتم كه كمتر از پانصد درهم كامل بفرستم ، پس بيست درهم از خودم بر آن گذاشتم و براى اسدى فرستادم و دربارهء آنچه خود گذاشتم چيزى را يادآور نشدم ، پاسخ آمد : پانصد درهم رسيد كه بيست درهم آن متعلق به تو است .
هامش
( 1 ) . آبة : آبادى كوچكى است نزديك ساوه و مردم آن شيعه هستند . ( معجم البلدان : 1 / 50 )