گفتند : افرادى مطمئن و مورد اعتماد به ما خبر دادند كه تو خود را امام واجب الطاعه مىدانى - و نام برخى از افراد را بردند - و گفتند : اينان مردمانى پرهيزكار و اهل بصيرت هستند و دروغ نمىگويند .
حضرت خشمگين شد و فرمود : من به آنان نگفتم كه چنين نقل كنند . چون آن دو نفر خشم را در چهرهء حضرت ديدند بيرون رفتند .
حضرت به من فرمود : آيا اين دو نفر را مىشناسى ؟
گفتم : آرى ، اينان در بازار مشغولند و از مذهب زيديّه هستند ، و ادّعا مىكنند كه شمشير رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نزد عبد اللّه بن حسن بن حسن است .
حضرت فرمود : دروغ مىگويند ، خداوند آنان را لعنت كند ، به خدا سوگند كه عبد اللّه بن حسن هرگز شمشير رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را نه با دو چشمش و نه با يكى از چشمانش نديده ، و حتى پدرش نيز آن را نديده مگر اينكه آن را نزد امام سجاد عليه السّلام ديده باشد . اگر راست مىگويند پس بگويند چه علامتى بر روى دستهء آن وجود دارد ، و لبهء آن چه نشانى دارد ؛ شمشير رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نزد من است ، و زره رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نزد من است ، و پرچم و كلاه خود آن حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نزد من است ؛ پس اگر اين دو راست مىگويند خبر دهند كه نشان زره رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چه بود ؛ و پرچم مغلبهء ( پيروزكننده ) رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، و الواح حضرت موسى و عصاى ايشان ، و انگشتر سليمان بن داود ، و طشتى كه موسى در آن قربانى مىكرد نزد من است ، و نيز اسمى كه هرگاه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آن را ميان مسلمانان و مشركان قرار مىداد يك تير هم از ناحيهء مشركان به مسلمانان نمىرسيد ، و مانند آنچه ملائكه آوردند ، همهء آنها نزد من موجود است ؛ و اسلحه در ميان ما حاكم تابوت در ميان بنى اسرائيل را دارد ، و همچنان كه در هرخانهاى كه تابوت بر درب آن يافت شود ، نبوّت به اهل آن خانه داده مىشد ، در ميان ما هركس اسلحه به او برسد امامت به او داده مىشود . و پدرم زره رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم را پوشيد پس از اندامش بزرگتر بود و بر روى زمين كشيده مىشد ، و من آن را پوشيدم باز هم همينطور بود ، و قائم ما كسى است كه چون آن را بپوشد بر اندامش راست آيد انشاء اللّه .
الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 474
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٤٧٤