تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
مسلم بيست و هفت شب پيش از شهادتش براى حسين عليه السّلام نامه نوشت ، و مردم كوفه براى آن حضرت چنين نوشتند : از براى تو در اينجا صد هزار شمشير وجود دارد پس درنگ نكن . قيس بن مسهر همراه نامهء حسين عليه السّلام به طرف كوفه رفت و چون به قادسيه رسيد حصين بن نمير او را دستگير كرده و نزد عبيد اللّه بن زياد فرستاد . عبيد اللّه به قيس گفت : بر بالاى منبر برو و حسين بن على دروغگو را دشنام بده . قيس بالاى منبر رفت و پس از بجا آوردن حمد و سپاس خدا گفت : اى مردم ! حسين بن على عليه السّلام بهترين خلق خدا فرزند فاطمه دختر رسول خدا است و من فرستادهء او هستم براى شما ، پس او را اجابت كنيد . سپس به عبيد اللّه بن زياد و پدرش لعنت فرستاد و براى على بن ابى طالب عليه السّلام استغفار كرد و بر او درود فرستاد . عبيد اللّه دستور داد قيس را از بالاى قصر بيندازند ، پس او را انداختند و بدنش قطعه قطعه شد .

فصل [ در كيفيت شهادت قيس بن مسهر ]

روايت شده است : وقتى كه قيس بن مسهر دست بسته بر زمين افتاد ، استخوان‌هايش خرد شد و هنوز رمقى از حيات داشت ، پس مردى به نام عبد الملك بن عمير لخمى به سراغش آمد و سرش را بريد ؛ وقتى مردم او را به خاطر اين كار سرزنش و ملامت كردند ، گفت : خواستم او را راحت كنم .

[ درخواست از امام عليه السّلام ]

سپس حسين عليه السّلام از سمت حاجر به طرف كوفه حركت كرد تا اينكه به محلى رسيد كه در آن آب بود و عبد اللّه بن مطيع عدوى را كنار آن ديد ، چون عبد اللّه حسين عليه السّلام را ديد به سويش آمد و گفت : پدر و مادرم به قربانت اى پسر رسول خدا چه چيزى باعث شد بدين سوى بيايى ؟ و حضرت را از مركب خود پايين آورد . حسين عليه السّلام به او فرمود : پس از مرگ
الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 373 | الشيخ المفيد / موسوى كرمانى