آگاه شدم پس بدون ترس از ايشان وارد درّه شدم ، و چنانچه بر همان حال خود مىماندند تا آخرين نفرشان را از پاى در مىآوردم ، و خداوند كيد ايشان را دفع كرد و مسلمانان را از شرّشان ايمن ساخت و بازماندگان ايشان پيش از من نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم خواهند رفت و به او ايمان خواهند آورد .
آنگاه امير مؤمنان عليه السّلام به اتفاق همراهانش نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم رفت و او را از ماجرا آگاه ساخت ، پس اندوه از چهرهاش زايل شد و براى امير مؤمنان عليه السّلام دعاى خير كرد و به او فرمود : اى على ! كسانى كه خداوند به واسطهء تو آنها را ترساند پيش از تو نزد من آمدند و اسلام آوردند و من اسلام آوردن ايشان را پذيرفتم .
پس با همهء مسلمانان به راه افتادند و با آرامش خاطر و بدون ترس و نگرانى از درّه گذشتند .
اين حديث را همان گونه كه شيعه نقل كرده سنّىها نيز روايت كردهاند و چيزى از آن را انكار ننمودند .
معتزله به علت گرايششان به مذهب برهمايىها آن را رد مىكنند ، و به خاطر دور ماندنشان از شناخت اخبار ، آن را منكر مىشود ؛ و به سبب طعن آنها در قرآن و آنچه كه از اخبار جنّيان و ايمانشان به خدا و پيامبرش صلّى اللّه عليه و إله و سلّم شامل شده به راه زنديقيان رفتهاند ، و نيز آنچه كه خداوند از داستان ايشان در سورهء جن بيان فرموده كه گفتهاند :
إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً * يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ
« 1 » تا پايان داستان ايشان كه در اين سوره آمده است .
و چون اعتراض زنديقيان در اين باره - با جايز دانستن وجود جن و امكان مكلّف شدن آنها توسط عقلها و ثابت شدن آن با اعجاز قرآن و شگفتىهاى درخشان آن - باطل گردد ، آن همانند ثابت شدن بطلان طعنهاى معتزله در روايتى كه نقل كرديم خواهد بود ، به خاطر محال نبودن آن در عقلها . و در نقل آن از دو طريق متفاوت و به روايت دو گروه مختلف ، دليل درستى آن نهفته است ، و انكار كسانى كه از جادهء انصاف به در رفتهاند - از
هامش
( 1 ) . سورهء جن : 1 و 2 . « ما از قرآن آيات عجيبى را شنيديم ، اين قرآن خلق را به راه خير و صلاح هدايت مىكند بدين سبب ما به آن ايمان آورديم » .